1. خانه
  2. /
  3. کتاب مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

کتاب مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

12 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
4.27 از 37 رأی

کتاب مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

The Master and Margarita
٪5
850000
807500
3.2 از 1 رأی

کتاب مرشد و مارگاریتا

The Master and Margarita
٪15
400000
340000
5 از 1 رأی

کتاب مرشد و مارگاریتا

ادبیات کلاسیک جهان (2)
The Master and Margarita
٪15
135000
114750
پیشنهاد ویژه
2.15 از 2 رأی

کتاب مرشد و مارگریتا (شومیز)

The Master and Margarita
٪25
595000
446250
پیشنهاد ویژه
3.2 از 1 رأی

کتاب مرشد و مارگریتا

The Master and Margarita
انتشارات: شیرمحمدی
٪25
687000
515250
3.9 از 10 رأی

کتاب مرشد و مارگاریتا

The Master and Margarita
ناموجود
995000
2.83 از 12 رأی

کتاب مرشد و مارگریتا

The Master and Margarita
ناموجود
890000
3.7 از 10 رأی

کتاب مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

The Master and Margarita
انتشارات: مجید
ناموجود
595000
2.25 از 2 رأی

کتاب مرشد و مارگریتا

The Master and Margarita
ناموجود
380000
3.33 از 3 رأی

کتاب مرشد و مارگریتا

The Master and Margarita
ناموجود
390000
4.18 از 31 رأی

کتاب مرشد و مارگریتا (شومیز)

ویراست دوم
The Master and Margarita
ناموجود
650000
3.6 از 1 رأی

کتاب مرشد و مارگریتا

The Master and Margarita
ناموجود
70000
معرفی کتاب مرشد و مارگریتا (جلد سخت)
این هجویه ی تأثیرگذار از زندگی در دوران حکومت شوروی، نوشته ی میخائیل بولگاکف، در تاریک ترین دوره ی رژیم استالین به رشته ی تحریر درآمد. رمان مرشد و مارگریتا با تلفیق دو بخش جدا از هم و در عین حال، در هم تنیده-یکی در اورشلیم باستان و دیگری در مسکوی معاصر-از صحنه های پرهیجان و پرتنشی چون طوفان های سهمگین و حمله ی خون آشام ها به صحنه های تاریکی تغییر مسیر می دهد: صحنه هایی مانند ملاقات عیسی با پیلاتس، قتل یهودا در شبی مهتابی و صحنه هایی حاکی از واقعیت مضحک و سیرک گونه ی مسکو. شخصیت های مرکزی کتاب-ولاند و همراهانش، گربه ای سیاه به نام بهیموث، شاعری به نام ایوان هوملس، پونتیوس پیلاتس، نویسنده ای که با نام مرشد شناخته می شود و همراه مشتاق او، مارگریتا-در دنیایی گرد هم آمده اند که فانتزی و واقعیت عریان را در هم می آمیزد و کلاژی هنرمندانه است از عجایب، کمدی سیاه و مسائل بی پایان اخلاقی. اگرچه نوشتن کتاب در سال 1940 به پایان رسیده بود، اما این اثر برای اولین بار در مجله ی موسکوا در سال 1966 به انتشار رسید و خیلی زود به موفقیتی جاودان مبدل گشت. مخاطبین مرشد و مارگریتا از بیان آزادی های هنری و معنوی در این کتاب، استقبال فوق العاده و کم نظیری کردند.
درباره میخائیل بولگاکف
درباره میخائیل بولگاکف
میخائیل آفاناسیویچ بولگاکف، زاده ی ۱۵ مه ۱۸۹۱، کیف و درگذشته ۱۰ مارس ۱۹۴۰، مسکو، نویسنده و نمایشنامه نویس مشهور روسی در نیمه ی اول قرن بیستم است. مشهورترین اثر او مرشد و مارگاریتا است.میخائیل بولگاکف در پانزدهم ماه مه ۱۸۹۱ در خانواده ای فرهیخته در شهر کیف اوکراین متولد شد. پدرش آفاناسی ایوانویچ دانشیار آکادمی علوم الهی و مادرش، واروارا میخائیلونا دبیر دبیرستانی در شهر کیف بود. پس از تولد فرزند اول، یعنی میخائیل، مادر از تدریس دست کشید و بیشتر وقت خود را به تربیت او اختصاص داد. بعد از میخائیل ویرا- نادژدا- واراوار- نیکلای- ایوان و لینا به جمع خانواده اضافه شدند. در زمان حیات پدر، اصول اخلاقی جدی بر خانه حاکم بود؛ ولی در اثر این شیوه ی تربیت، میخائیل مرد سر به زیر و مقدسی نشد.در سال ۱۹۰۱ او را به دبیرستان شماره ی یک شهر کیف به نام الکساندرفسکی فرستادند. در آنجا بود که استقلال و خودرایی واپس زده ی خود را نشان داد. به هیچ گروه یا انجمن سیاسی نپیوست و شخصیت منحصربه فرد و نامتعارفش توجه اطرافیان را به خود جلب کرد. گرچه میخائیل دوست داشت دنباله کار پدر را بگیرد اما پدرش علاقه مند بود پسرش پزشک شود. میخائیل پس از پایان تحصیلات دبیرستانی در ۱۹۰۹ وارد دانشکده پزشکی دانشگاه دانشگاه کیف شد و در ۱۹۱۶ آن را به پایان رساند.او تا سپتامبر ۱۹۱۷ به فعالیت های پزشکی خود در «نیکلسی» ادامه داد و سپس به بیمارستان «ویازما» منتقل شد. پس از انقلاب اکتبر سال در فوریه ۱۹۱۷، کیف بازگشت. بولگاکف همه ی کوشش خود را برای ملحق نشدن به ارتش به کار برد. با این همه ناچار شد بکی دو روز در ارتش پتلورا خدمت کند، اما از آنجا فرار کرد و در پاییز سال ۱۹۱۹ به ارتش «دنکین» پیوست و به ولادی قفقاز اعزام شد و در آنجا به مداوای سربازان و افسرانی که در نبرد با ارتش سرخ مجروح می شدند، پرداخت. با شکست ارتش سفید از انقلابیون سرخ، برادران بولگاکف مجبور به فرار و مهاجرت از سرزمین مادری خود شدند. هرچند بولگاکف عملا نشان داده بود که به هیچ گروهی وابسته نیست اما پس از پیروزی بلشویک ها، آنها اجازه ندادند فعالیت وسیع ادبی داشته باشد. زیرا پدرش مدرس مذهبی و دو برادرش ضدانقلاب و فراری بودند.بولگاکف درطول زندگی سه بار ازدواج کرد. او در سال ۱۹۱۰ میخائیل با «تاتیانا نیکلایونا لاپا» که دوره دبیرستان را می گذراند آشنا شد و این آشنایی در سال ۱۹۱۳ به ازدوجشان انجامید و در سال ۱۹۲۴ به شکست منتهی شد. او در همین سال با لوبوف بلوزسکی ازدواج کرد. این ازدواج هم در سال ۱۹۳۲ به جدایی انجامید و کمی بعد با «یلنا شیلوفسکی» ازدواج کرد. اعتقاد بر این است که «یلنا شیلوفسکی» منبع الهام شخصیت مارگریتا در رمان «مرشد و مارگریتا» بوده است. بولگاکف سرانجام در دهم مارس ۱۹۴۰ بر اثر نوعی بیماری کبدی موروثی درگذشت و پیکر او را در گورستان نووودویچی مسکو به خاک سپردند. از آثار بولگاکف که به فارسی ترجمه شده اند می توان به مرشد و مارگریتا، دل سگ، برف سیاه و مرفین و تخم مرغ های شوم نام برد.
ویژگی های کتاب مرشد و مارگریتا (جلد سخت)
  • جزو فهرست 100 کتاب قرن لوموند
  • فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های 1972 تا 2011 ساخته شده است.
نکوداشت های کتاب مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

بسیار درخشان و طوفانی.

Detroit News

یکی از رمان های واقعا بزرگ روس در قرن بیستم.

New York Times Book Review

خنده دار، اسرارآمیز، اندیشمندانه و گزنده... اثری بزرگ.

Chicago Tribune
قسمت هایی از کتاب مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

درست معلوم نبود چه چیزی بزدومنی را وادار کرده بود شعر را آن طور که نوشته بود، بنویسد: آیا استعداد فراوانش برای توصیفات عینی مسبب خطایش بود یا نادانی کاملش درباره ی مضمون شعر؟ به هرحال مسیح او کاملا زنده از آب در آمده بود؛ مسیحی که با وجود عیب های بسیارش، در واقع زنده بود. اما برلیوز می خواست به شاعر ثابت کند که مسئله ی عمده این نیست که مسیح چه کسی بود و یا حتی خوب بود یا بد؛ بلکه مسئله این است که اساسا شخصی به نام مسیح وجود خارجی نداشته و تمام داستان های مربوط به او ساختگی محض اند و اسطوره ی صرف اند...

نیمه شب نزدیک می شد، باید عجله می کردند. مارگریتا دور و برش را درست نمی دید؛ چند شمع و حوضچه ی خالی به یادش ماند که از سنگ عقیق ساخته شده بود. مارگریتا را در میان حوضچه ایستاداندند و هلا، با کمک ناتاشا، بدنش را با مایع غلیظ داغ سرخ رنگی شستشو داد. مارگریتا مایع را مزمزه کرد و از طعم شور آن دانست که حمامش از خون است و بعد از این روپوش ارغوانی، نوبت مایع دیگری بود رقیق، شفاف و صورتی رنگ؛ سر مارگریتا از عطر گل سرخ به دوران افتاد. آنگاه مارگریتا را برتختی از بلور خواباندند و با برگ سبز آنقدر بر پوست تنش مالیدند که تنش شفاف شد...

باجگیر چشم هایش را فرو بسته بود و صاعقه ای آسمانی را انتظار می کشید. اتفاقی نیفتاد. بی آنکه چشم های خود را بگشاید، خشمش را با نفرین بر آسمان فرو نشاند. فریاد می زد که ایمانش خلل یافته و حتما خدایان دیگر و بهتری نیز هستند. هیچ خدایی رخصت نمی داد مردی چون یسوعا بر صلیب بگذرد. باجگیر که صدایش سخت گرفته بود، فریاد زد: نه اشتباه می کردم... شاید دود قربانی های معبد چشمت را نابینا کرده و تنها بانگ شیپور کاهنان را شنوایی؟... ای خدای راهزنان و حامیان و هواداران راهزنان لعنت باد!

مقالات مرتبط با کتاب مرشد و مارگریتا (جلد سخت)
بررسی کتاب «مرشد و مارگاریتا» اثر «میخائیل بولگاکف»
بررسی کتاب «مرشد و مارگاریتا» اثر «میخائیل بولگاکف»
ادامه مقاله
مقایسه ترجمه‌های کتاب «مرشد و مارگاریتا» اثر «میخائیل بولگاکف»
مقایسه ترجمه‌های کتاب «مرشد و مارگاریتا» اثر «میخائیل بولگاکف»

رمان «مرشد و مارگاریتا» که در تاریک‌ترین روزهای حاکمیت «ژوزف استالین» به رشته‌ی تحریر درآمد، در طول سال های بعدی به پدیده‌ای ادبی در سطح جهان و به نمادی برای آزادیِ هنر و اندیشه تبدیل شد.

نویسندگان بزرگ «کمدی سیاه»
نویسندگان بزرگ «کمدی سیاه»

این سبک از کمدی، تلاشی است برای بیرون کشیدن شوخ طبعی از دل موضوعاتی که اکثر افراد آن ها را در ذات خنده دار در نظر نمی گیرند

برترین نویسندگان در «ادبیات روسیه»
برترین نویسندگان در «ادبیات روسیه»

نویسندگان پرتعدادی در «ادبیات روسیه» ظهور کرده اند که ایده های ژرف، آثار ادبی و توانایی آن ها در داستان سرایی در طول زمان طنین انداز بوده است.

جهانی نو با پیوند ژانرهای علمی تخیلی و فانتزی
جهانی نو با پیوند ژانرهای علمی تخیلی و فانتزی

چه اتفاقی می افتد وقتی دو ژانر علمی تخیلی و فانتزی، و انتظارات متفاوتی که از آن ها داریم، در تار و پود یکدیگر تنیده شوند؟

صد سال تنهایی : تاریخ آمیخته با جادو
صد سال تنهایی : تاریخ آمیخته با جادو

می توان درباره ی رمان صد سال تنهایی گفت که این اثر چیزی حیاتی را در مورد تجربه ی تاریخی صدها میلیون نفر در خود دارد که فقط به آمریکای لاتین خلاصه نمی شود

مرشد و مارگاریتا: خنده ای از اعماق جهنم
مرشد و مارگاریتا: خنده ای از اعماق جهنم

درست است که بسیاری از آثار کلاسیک ادبیات روسیه، داستان هایی تاریک و سرشار از ترس به خاطر سیاهی های روح انسان هستند، اما شاهکار جاودان «میخائیل بولگاکف»، با آن ها کاملاً متفاوت است.

سورئالیسم: دنیای دیوانگان
سورئالیسم: دنیای دیوانگان

سورئالیسم را بیشتر با هنرهای تجسمی می شناسند اما در واقع، این جنبش نه تنها در هنرهای تجسمی، بلکه در ادبیات ریشه دارد.

ژانر فانتزی، پرورشگاه تخیل و خلاقیت
ژانر فانتزی، پرورشگاه تخیل و خلاقیت

زمانی در تاریخ بشر، تمامی آثار ادبی به نوعی فانتزی به حساب می آمدند. اما چه زمانی روایت داستان های فانتزی از ترس از ناشناخته ها فاصله گرفت و به عاملی تأثیرگذار برای بهبود زندگی انسان تبدیل شد؟

رئالیسم جادویی، برآمده از دنیای سحرآمیز واقعیت ها
رئالیسم جادویی، برآمده از دنیای سحرآمیز واقعیت ها

رئالیسم جادویی، سبک ادبی فوق العاده جذاب و محبوبی است که از دل جهان بینی سحرآمیز مردم آمریکای لاتین به دنیای ادبیات وارد شده است.

نظر کاربران در مورد "کتاب مرشد و مارگریتا (جلد سخت)"
99 نظر تا این لحظه ثبت شده است
- مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

درود دوستان عزیز من تو دوران دانشجویی تو کتاب دانشگاه مشغول بودم ۳ تا ترجمه از این کتاب اونجا بود ترجمه آقای آتش بر آب ترجمه آقای میلانی ترجمه آقای شهدی من از هر کدوم ۴۰ صفحه خوندم ک ببینم با کدوم میتونم ارتباط بگیرم ترجمه آقای شهدی خیلی از نظر روان بودن عالی‌تر از دوتای دیگ بود البته برای من سپاسگزارم از وقت و زمانی که برای خواندن تجربه من می‌گذارید اگه نقدی چیزی بود خوشحال میشم بگید ممنون

1405/01/22 | توسطMasih.pd
1
| |
- مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

من کتاب رو نخوندم ولی برای خرید ترجمه هارو مقایسه کردم بهترین ترجمه‌ها برای آقای میلانی و آتش برآب هستش آقای میلانی از انگلیسی و آقای آتش برآب از روسی ترجمه کردند ترجمه آتش برآب ساده،قابل فهم و روان هستش و اینکه هیچ پاورقی نداره ترجمه ایشون از طرفی دیگه اقای میلانی این کتاب رو با پاورقی‌های زیاد قابل فهم و ادبی ترجمه کردند درکل هر دو مترجم خوبن ولی از نظر من اگر می‌خواهید با کتاب ارتباط بگیرید و کتاب رو به خوبی متوجه بشید ترجمه اقای میلانی رو تهیه کنید

1405/01/21 | توسطabolfazl.j
0
| |
- مرشد و مارگریتا (شومیز)

این کتاب جزو خاص‌ترین کتاب هایی بود که خوندم، داستان پیلاتس خیلی جالب بود، هم از نظر تاریخی هم مذهبی. شخصیت مرشد نشان دهنده شخصی بود که با نوشتن یه کتاب که مخالف اون دوره بود به شدت دور انداخته شد و از جامعه به بدترین شکل ممکن طرد شد. مارگاریتا شخصیتی که عشق رو انتخاب کرد و تمام راه هارو برای رسیدن بهش طی کرد. قطعا ارزش خوندن داره🩷

1405/01/12 | توسطثمین الف
1
| |

ممنون میشم یکی درباره این سبک کتاب مثل مرشد و مارگاریتا ( رئالیسم) برام توضیح بده

1404/12/04 | توسطدمان
0
| |
پاسخ ها

سبکش رئالیسم جادویی و گروتسک(طنز تلخ) هستش

1404/12/16|توسطGuest
0
|

خب مرشد و مارگریتا سبکش رئالیسم جادویی هست. یعنی با اینکه عناصر تخیلی و غیرواقعی داره، واقع گرا هم هست. اینطور نیست که این چیزهای تخیلی از پایه و اساس تو داستان وجود داشته و عادی باشه. مثلا شما کتاب رو که بخونید متوجه میشید مسکو یه شهر کاملا معمولی با آدم‌های معمولی بود تا اینکه شیطان وارد شد و یه سری چیزاهای غیرعادی در شهر اتفاق افتاد که باعث تعجب همه میشد.

1404/12/22|توسطکاربر سایت
2
|
- مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

بسیار پیچیده و سخت خوان بود برام و قلم نویسنده اصلا جذابیتی نداشت به نظرم

1404/11/24 | توسطامیرمحمد حصاری
2
| |
- مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

عالی شاهکاره بخوانیدش حتماااا

1404/11/07 | توسطسید امیر حسین امامی
5
| |
پاسخ ها

من خوندم ولی ارتباط نگرفتم میشه بیشتر توضیح بدید؟ علاقه مندم نظر بقیه رو راجع بهش بدونم که آیا چیزی رو از دست دادم یا بحث سلیقست

1404/11/23|توسطثابت
2
|
- مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

کتاب زیبا و خاصیه . پارسال خوندمش و امیدوارم فرصتی دست بده تا بتونم یک بار دیگه هم مطالعش کنم

1404/11/07 | توسطبوک ریدر
3
| |
- مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

به تازگی این کتاب را با ترجمه آقای میلانی به اتمام رسانده‌ام. ترجمه جای بحث ندارد و بسیار مناسب و خواندنی بود. اما خود رمان برای بنده مناسب نبود، به دو دلیل: ۱- رمان فضای سورئال دارد و اکنون متوجه هستم که این سبک سلیقه‌ی من نیست. در این سبک معمولا شخصیت‌ها پرداخت خیلی قدرتمندی ندارند (اکثرا تیپ هستند) و اتفاقات و حوادث مختلف شاکله‌ی اصلی داستان را تشکیل می‌دهند (برعکس اکثر آثار کلاسیک که شخصیت‌ها محور اصلی هستند). ۲- رمان در سال‌های حکومت کمونیستی در شوروی نگارش شده است و نمادها و اشارات مختلفی به آن جامعه دارد که گاها برای مخاطبانی که مطالعه جدی‌ای درمورد آن برهه تاریخی نداشته اند (مانند من!) معنا نمی‌یابد و اضافی به نظر می‌رسد.

1404/07/26 | توسطحسین
14
| |
- مرشد و مارگریتا

من ترجمه استاد فرزانه‌رو خواندم، کاری به ترجمه ندارم(که به نظر بنده ترجمه روان و خوبی بود) ولی کتاب در حدی که معروف شده ، زیاد داستان خوب و جالبی نداره . من تا صفحه ۲۵۰ به سختی توانستم ادامه بدم

1404/07/15 | توسطپیام نجاتی
6
| |

سلام دوستان. من این کتاب رو از نشر فرهنگ نشر نو دارم چاپ سال ۸۸ ولی ۴۴۳ صفحست ولی تو چاپ جدید ۵۳۴ صفحه خورده از دوستانی که اطلاع دارن خواستم بدونم چیزی به کتاب اضافه شده؟

1404/06/12 | توسطکاربر سایت
1
| |
پاسخ ها

سلام، این نسخه ویراست جدید ترجمه آقای میلانی هست که مقابله با روسی هم شده. گویا ویراست جدید بهتر و دقیق‌تره. ترجمه آقای میلانی از این رمان بسیار معروفه. البته خودم ترجمه آقای آتش براب رو خوندم و راضی بودم.

1404/06/16|توسطقاسم لاری دشتی
4
|

عکس اضافه شده

1404/11/05|توسطحسین مشتاق
0
|
- مرشد و مارگریتا (شومیز)

من جلد شومیز از ترجمه عباس میلانی رو دارم میخونم یه چیز جالب این کتاب اینکه تصویر داره و ترجمه عباس میلانی فقط یک کلام شاهکاره خود کتاب هم که دیگه حرف نداره

1404/05/22 | توسطکاربر سایت
8
| |
- مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

هنگام خرید، هر سه ترجمه مطرح را بررسی کردم (آقایان میلانی، فرزانه، و آتش‌برآب). ترجمه آقایان میلانی و فرزانه بسیار نزدیک بودند، لحن و فضاسازی آقای میلانی را در این اثر بیشتر پسندیدم. ولیکن ترجمه آقای آتش‌برآب فضای متفاوتی داشت و در برخی جملات، عباراتی مشاهده کردم که در دو ترجمه دیگر یافت نمی‌شد. لذا به نظر می‌رسد ایشان در جاهایی که صلاح دیده‌اند، برخی عبارات را (به جهت روان‌سازی متن) اضافه و یا دچار تغییر کرده‌اند. به همین استدلال، ترجمه آقای میلانی را برترین می‌دانم، پس از آن ترجمه آقای فرزانه، و در رتبه آخر ترجمه آقای آتش‌برآب.

1404/04/13 | توسطحسین
15
| |
- مرشد و مارگریتا

ترجمه اش دقیق و خوبه ولی کاش کاغذ سفید استفاده کنن،این همه گرون میکنن ولی کاغذ بالک استفاده میکنن که برخلاف گفته‌ها کیفیتی نداره و کمی از کاغذ کاهی ضخیم تره

1404/04/10 | توسطعلی محمودی
4
| |
پاسخ ها

کاغذ سفید بهتر و با کیفیت تره اما خوانش روی کاغذ بالک راحت تره و چشم اذیت نمیشه! متأسفانه قیمت‌ها هم سر به فلک کشیده با کیفیت پایین

1404/10/10|توسطSAEID-T
1
|

دوستان عزیز، درمورد خود کتاب بگم که به نظر من بسیار شاهکار بود و جزو رمان‌های موردعلاقه‌ی من شد. بولگاکف می‌دانست که چگونه یک رمان سورائال و رئالیسم جادویی خوب بنویسد. ۳ خط داستانی زیبا با تخیل خلاق نویسنده! من پیشنهاد می‌کنم اگر به سورئالیسم و رئالیسم جادویی علاقه دارید، و دنبال مفاهیم عمیق هستید و همچنین رویاگون و سرگرم کننده، حتما این کتاب را بخوانید. من پیشتر در همین سایت گفته بودم که از نظر من بهترین ترجمه‌ی پارسی این کتاب متعلق به آقای آتش برآب هست (خودم هم با این ترجمه این کتاب را خواندم). اما الان شاید حرفم را پس بگیرم! با اینکه این ترجمه مستقیما از روسی ترجمه شده به پارسی اما طی مقایسات هرچند کمی که میان این ترجمه و ترجمه‌ی آقای میلانی داشتم، ترجمه‌ی آقای میلانی را بهتر یافتم. زیرا احساس کردم که در برخی جاها آقای آتش برآب، زیادی متن را عامیانه و محاوره‌ای نمودند ولی خب شاید لحن شخصیت‌ها در ترجمه‌ی آقای آتش برآب بهتر رسانده شده باشد. در کل به نظر بنده، ترجمه‌ی آقای میلانی بهتر است ولی این دلیل نمی‌شود که ترجمه‌ی آقای آتش برآب بد باشد. بین خوب و خوبتر انتخواب می‌کنید!

1404/04/09 | توسطASHM
16
| |
پاسخ ها

و همچنین ترجمه‌ی آقای آتش برآب، کاملا تهی از پاورقی است!

1404/04/09|توسطASHM
4
|
- مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

عجیبه چرا جلد سخت باید نزدیک ۳۰۰ هزار تومن گرون‌تر از شومیز باشه:/

1404/02/13 | توسطpooriya valedein
7
| |

بنده ترجمه هر دو استاد بزرگ آقای آتش بر آب و آقای میلانی رو تو این کامنت می‌زارم انتخاب با خودتون که کدوم رو میپسندین ترجمه حمیدرضا آتش‌برآب: خدایا، خدای من! شبانگاه زمینت چه محزون و پاره‌ابرهای خفته بر مردابش چه رازآلود است! و تنها آن‌کس این را می‌فهمد که زائر چنین ورطه‌ای بوده و پیش از مرگ رنج بسیاری برده و با باری گران بر آسمان این زمین پر گشوده باشد؛ و تنها، ازنفس‌افتاده‌ای این را می‌‌فهمد که بی‌دریغایی زمین مه گرفته و مرداب و رودخانه‌هایش را بدرود می‌گوید، با قلبی آرام خود را به دستان مرگ می‌سپارت و می‌داند که تنها در نبود است که آرامش است. **ترجمه عباس میلانی: چه اندوهبار است، ای خدایان، چهان به شب‌هنگامان! و چه رازگونه است مهی که مردابها را می‌پوشاند! اگر پیش از مرگ رنجی فراوان برده باشی و اگر در این وادی مه گرفته به‌درماندگی پرسه‌ای زده باشی و اگر بار گران جانکاهی بر دوش، گرد جهان گشته باشی، آن را می‌شناسی. شخص خسته آن را می‌شناسد و بی‌هیچ بیم و دریغی به ترک جهان و ترک مه و مرداب و رودخانه‌هایش رضا می‌دهد و با قلبی سبک خود را به‌دست مرگ می‌سپارد و می‌داند که فقط مرگ او را به آرامش می‌رساند. من خودم با ترجمه آقای میلانی این کتاب رو خواندم و پیشنهادم هم آقای میلانی هست

1404/01/10 | توسطبهزاد
22
| |

برام عجیب بود و جالب که ترجمه آقای شهدی خیلی شسته‌رفته‌تر و نزدیک به متن بود هرچند از زبان روسی ترجمه نشده بود، انگار استاد بودن تو فن ترجمه خیلی مهمه یعنی بلد بودنش‌. ترجمه‌ی آتش‌برآب ضعیف بود و زیاد امروزی شده بود و اصلاً نمایانگر زبان و لحن بولگاکوف نبود، ترجمه‌ی میلانی از ترجمه‌های خوبه هرچند نقایصی دارد، خیلی ادبی بود ترجمه‌ش‌.

1403/12/13 | توسطکاربر سایت
8
| |
- مرشد و مارگریتا (جلد سخت)

دوستان من سه ترجمه از این کتاب رو خوندم و بهترینشون رو به ترتیب خدمتتون عرض میکنم شاید کمکی بشه برای عزیزانی که هنوز موفق به مطالعه این شاهکار سورئال نشدن: ترجمه‌ی آقای میلانی ویراست دوم بهترین ترجمه ک چاپ هستش بنظرم بخاطر وجود پاورقی و عکسهایی در نشر امیرکبیر ترجمه آتش بر آب بخاطر روانی بنظرم رتبه دوم و ترجمه اقای شهدی که بنظرم چندان قوی نیست و هیچ ریتم و پاورقی خاصی در ترجمه ایشون ندیدم

1403/11/05 | توسطمیلاد صدری
3
| |
- مرشد و مارگریتا

دلیل کم شدن نزدیک به ۱۰۰ صفحه از چاپ جدید امیرکبیر و ترجمه اقای فرزانه چیه دوستان؟ ایا سانسور شده؟

1403/10/29 | توسطمیلاد صدری
1
| |

ترجمه آقای بهمن فرزانه را خواندم.از نظر من خیلی قابل فهم و زیبا بود.

1403/09/25 | توسطکاربر سایت
2
| |
پاسخ ها

سلام آیا سانسور هم داشت ؟ و میتونین تعداد صفحه و سال چاپ رو بگید؟ سپاس

1403/10/27|توسطمیلاد صدری
2
|

چاپ ۱۴۰۲.سانسوری هم نداره.۵۴۵ صفحه

1404/02/16|توسطکاربر سایت
1
|