مولف در این کتاب می کوشد تا پاسخی به مساائل ومعضلات توسعه در ایران بدهد و از جامعه شناسی تاریخی بهره می گیرد. پژوهش این کتاب از طریق آشنایی زدایی و حساسیت تاریخی و با تأکید بر «تاریخ خرد»، «تاریخ میان» و «تاریخ جزئیات» به سراغ خود جهان ایرانی ومنطق خاص تحول وتوسعه در آن می رود و مبتنی بر یک چرخش در«کلان الگوی» توضیح امور است؛ از «سرمشق فقدان» به «سرمشق امکان». عاملان ایرانی با صورتهای وسیع خیال به سراغ محدودیت های شان می روند واز دل آن، امکان هایی تازه کشف می کنند.
در این کتاب مسأله ایران به عنوان نقطه مشترک تمام مسائل دیگر به بوته بررسی گذاشته شده است مانند مسأله شکاف ملت - دولت و دشواری های توسعه . مولف می پرسد با همه موانع پس چرا ایران با انبوه صعوبت تاریخی اش همچنان باقی مانده است و زندگی اینجا همچنان جاری است. آنگاه با تفکر انتقادی به بررسی پاسخهای مختلف می پردازد. حتی در شرایط سخت که پنجرهها برای گفتگو بسته میشوند، پلهای ارتباطی از بین میروند؛ دیوارهای بیاعتمادی بلندتر؛ و حوزههای مدنی ضعیفتر میشوند، فضایی از ناامیدی بر اذهان، سنگینی و اعتمادبهنفس اجتماعی را تهدید میکند؛ جامعهی ایرانی باز از نفس نمیافتد. قابلیتهای تمدنی و فرهنگی سبب میشود که عاملان اجتماعی در این سرزمین با تنوع بخشیدن به شیوههای عمل خود، صورتهای متفاوتی از کنشگری در پیش بگیرند.
کنشگری مرزی یکی از این تنوعات و ابتکارات عمل اجتماعی توسط عاملانی است که در فضاهای اسفنجی میان جامعه و دولت برای توسعه می کوشند؛ میان ایوان جامعه و دیوان دولت تردد میکنند و دست به امکان سازی و خلاقیتهای مختلف میزنند؛ فضاهای واسط به وجود میآورند؛ روزنههایی برای گفتگو میگشایند و برای توسعه، ظرفیتسازی و برای جامعه، توانمندسازی میکنند هرچند راه به این آسانی پیش نمی رود ولی تقلاها همچنان ادامه پیدا می کند.
سلام. به اشتباه نوشتید جلد کتاب سخت است. لطفا اصلاح کنید چون جلد کتاب شومیز است.