چیست راز سر به مهر چشم های مهربانت چیست جز شیدایی و صلح و تبسم ارمغانت عصرهای جمعه وقتی شعر می خواندی برایم ناز می شد فکر و ذکرت،بوسه می شد آب و نانت شب نشینی داشتی هم با خدا ، هم با پری ها عرش می شد میزبانت ، ابر می شد مادیانت خاستگاه بوسه ها و عطرها و رنگ هایند گونه های مملو از گلبرگ های ارغوانت ماه یعنی سینه ریز نقره گونت در شب عقد نور یعنی بافه های موی بور بی کرانت شوق یعنی- چشم های میشی ات در شامگاهان- ذوق یعنی - خنده های دلپذیر ناگهانت - خوش به حال تک تک آنان که نزدیک تو هستند خوش به حال مادرت ، همسایه هایت ، خواهرانت
دلنشین بود