1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. راهکارهای فلسفه «رواقی» برای رسیدن به آرامش

راهکارهای فلسفه «رواقی» برای رسیدن به آرامش

Stoicism

این مکتب فلسفی تلاش می کند تا راهی سریع، کارآمد و واقع‌گرایانه را برای یافتن آرامش و همچنین بهبود نقاط قوتِ شخصیتِ هر فرد ارائه کند.

«رواقی‌گری» مکتبی فلسفی است که هدفش، کمک به انسان ها برای دستیابی به زندگی رضایت‌بخش و سرشار از آرامش است. مقصود نهایی این مکتب را می توان تقویت عواطف مثبت در انسان ها، کاهش عواطف منفی، و کمک به رشد شخصیتیِ هر فرد در نظر گرفت. 




فیلسوفان «رواقی» تلاش کردند این فلسفه را به شکلی طراحی کنند تا برای همه‌ی افراد با هر سن و پیشینه، قابل‌درک، قابل‌انجام و یاری‌رسان باشد. به‌کارگیری آموزه های «رواقی‌گری»، به یادگیری حوزه‌ای جدید از فلسفه یا ساعت ها مدیتیشن در روز احتیاجی ندارد. در عوض، این مکتب فلسفی تلاش می کند تا راهی سریع، کارآمد و واقع‌گرایانه را برای یافتن آرامش و همچنین بهبود نقاط قوتِ شخصیتِ هر فرد ارائه کند.

فلسفه «رواقی» که حدود سه قرن پیش از میلاد مسیح به وجود آمد، اکنون در دنیای مدرن، دوباره مورد توجه بسیاری از کارآفرینان، ورزشکاران و سیاست‌مداران قرار گرفته است. با این مطلب همراه شوید تا درباره‌ی مکتب «رواقی‌گری» بیشتر بدانیم و کاوشی در پاسخ های برخی از مهم‌ترین پرسش های زندگی داشته باشیم.


«رواقیون» چه کسانی بودند؟

اندیشمندان متعددی در شکل‌گیری فلسفه «رواقی‌گری» نقش ایفا کرده‌اند. در این بخش، با برخی از مشهورترین و تأثیرگذارترین فیلسوفان «رواقی»، و همچنین مشارکت های آن ها در این مکتب فلسفی بیشتر آشنا می شویم.


زنون رواقی

فلسفه «رواقی‌گری» با «زنون» آغاز شد. گفته می شود «زنون» پس از نجات از حادثه‌ی غرق شدن کشتی خود در نزدیکی «آتن»، به این شهر آمد و تلاش کرد فلسفه‌ای جدید را با استفاده از تمامی منابع فلسفی موجود در «آتن» به وجود آورد. او که به خطابه های متعلق به سایر مکتب های فلسفی توجه می کرد، درنهایت مکتب فلسفی مختص به خودش را پدید آورد. «زنون»، تئوری خود را در مکانی شناخته‌شده در «آتن» به نام Stoa Poikile به معنای «ایوان یا رواق رنگین» به شاگردانش آموزش می داد، و نام این مکتب فلسفی (رواقی‌گری)، از واژه‌ی یونانیِ stōïkos به معنای «ایوان» یا «رواق» پدید آمده است.


مارکوس اورلیوس

«اورلیوس» به مدت بیش از دو دهه امپراتور روم بود، در زمانی که این امپراتوری، یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین تمدن ها در سراسر جهان به شمار می آمد. «مارکوس اورلیوس» اما علی‌رغم در اختیار داشتن قدرتی نامحدود، زندگی خود را با آموزه های فلسفی «رواقی‌گری» سپری کرد. او شب ها در یادداشت های خصوصی خود، درباره‌ی تلاش هایش برای دستیابی به خویشتن‌داری، خردمندی و اخلاق‌مداری می نوشت.

این یاداشت ها فقط برای «اورلیوس» بود اما بعدها، دست‌نوشته های او کشف و جمع‌آوری شد و در قالب کتاب «تأملات» انتشار یافت. این کتاب اکنون یکی از تأثیرگذارترین متون «رواقی» در نظر گرفته می شود. آموزه های «مارکوس اورلیوس»، نمونه‌ای شگفت‌انگیز از این نکته است که راهکارهای ارائه شده توسط فلسفه «رواقی‌گری» چگونه می تواند در موقعیت های اضطراب‌آور و حساس، به ما کمک کند.


«آپولونیوس» به من فهماند که باید استقلال رأی داشته باشم و خود را به دست تقدیر نسپارم، و هرگز، حتی یک لحظه، عقل را از نظر دور ندارم. همچنین، به من آموخت که در هنگام حملات عصبی دردناک، از دست دادن فرزند، و بیماری مزمن ملال‌آور، وقار و متانت خود را حفظ کنم. او خودش برهان محکمی بر سازگاری قدرت و انعطاف‌پذیری بود. شرح و تفسیرهایش الگوی شفافیت بود؛ ولی با این همه، آشکارا تجربه‌ی عملی و مهارت در تدریس فلسفه را ناچیزترین فضیلت خود می شمرد. افزون بر این، همو بود که به من آموخت چگونه الطاف ظاهری دوستان را بپذیرم بی‌آن‌که عزت نفس خود را از دست بدهم یا ناسپاس و بی‌اعتنا به نظر برسم.—از کتاب «تأملات» اثر «مارکوس اورلیوس»




اپیکتتوس

«اپیکتتوس» که به بردگی گرفته شده بود، توانست نام خود را به عنوان یکی از برجسته‌ترین اندیشمندان فلسفه «رواقی» مطرح کند. نظرات و اندیشه های او دربردارنده‌ی نگرشی کاملا عمل‌گرایانه در مورد چگونگی استفاده از آموزه های «رواقی‌گری» به شمار می آید. بسیاری از آموزه های «اپیکتتوس» از مباحث فلسفی فراتر رفته و راه خود را به سایر عرصه های زندگی انسان، از جمله سیاست و مذهب گشوده است.




سنکا

«سنکا»، سیاستمدار، نمایشنامه‌نویس و نویسنده‌ای تأثیرگذار و منحصربه‌فرد بود. او تلاش می کرد به روشی ساده، سرگرم‌کننده و قابل‌درک، آموزه های «رواقی‌گری» را توضیح دهد؛ نکته‌ای که باعث شده نوشته های «سنکا» یکی از بهترین راه ها برای آشنایی مخاطبین جدید با فلسفه «رواقی» در نظر گرفته شود. همچنین، اندیشه های «سنکا» به خاطر پرداخت های کاربردیِ او به موضوعاتی همچون دوستی، اخلاق، خیرخواهی و استفاده‌ی درست از زمان، همچنان با مخاطبین مدرن ارتباط برقرار می کند. 






آموزه‌های اصلی فلسفه «رواقی»

«رواقی‌گری» در طول زمان، تحولات متعددی را تجربه کرد و تمرکز خود را از منطق و فیزیک، به دغدغه های روانشناختی‌تر همچون دستیابی به آرامش و رضایت تغییر داد. همچنین، «رواقیون» در طول تاریخ، گهگاه نظرات متفاوتی را درباره‌ی جنبه های گوناگون این مکتب فلسفی ارائه کرده‌اند، اما با این وجود، قواعدی مشخص و ثابت در چارچوب فکری «رواقی» وجود دارد. در این بخش، با برخی از مهم‌ترین باورها و راهکارهای ارائه شده توسط فیلسوفان «رواقی» برای دست یافتن به زندگی بهتر، آشنا می شویم.


بیش از این، وقت‌تان را با بحث در مورد این که انسان خوب باید چگونه باشد، هدر ندهید. خودتان آن انسان خوب باشید.—«مارکوس اورلیوس»

همزمان با گسترش فلسفه، «رواقیون» به تدریج از اندیشه های صرفا نظری فاصله گرفتند و ترجیح دادند به جای خلق اندیشه های انتزاعی، بیشتر بر عمل‌گرایی و مسائل روزمره تمرکز داشته باشند. در جهان واقعی، فرد نیاز دارد که به جوابی دست یابد و طبق آن، اقدام کند. به همین خاطر «مارکوس اورلیوس» به مخاطبین خود توصیه می کند که آموزه های این مکتب را در زندگی روزمره‌ی خود به کار بگیرند. همچنین در این نقل‌قول می توان دغدغه‌ی مکتب «رواقی» در مورد زندگی اخلاق‌مدار را مشاهده کرد. «رواقیون» اعتقاد دارند که زندگی خوب، زیستی سرشار از ملاحظات اخلاقی است: اگر می خواهیم خوب زندگی کنیم، باید انسانی اخلاق‌مدار باشیم.


اصلی‌ترین وظیفه در زندگی این است: تمایز قائل شدن میان مسائل مختلف به این منظور که بتوانم به شکلی آشکار به خودم بگویم کدام، بیرونی و خارج از کنترل من است و کدام، با انتخاب هایی در ارتباط است که واقعا در کنترل من هستند. پس کجا باید به دنبال خیر و شر باشم؟ نه در مسائل بیرونیِ غیرقابل‌کنترل، بلکه در درون خودم و انتخاب هایی که به من تعلق دارند.—«اپیکتتوس»

«رواقیون» بیان می کنند که تمام، یا اغلبِ اتفاقاتی که در زندگی رخ می دهد، از کنترل انسان ها خارج است. آن ها تأکید می کنند که نگرانی در مورد مسائل بیرونی و غیرقابل‌کنترل، برای کسی که می خواهد به آرامش دست یاید، آسیب‌زا یا حتی برخلاف عقل و منطق خواهد بود. طبق توصیه های فلسفه «رواقی»، انسان ها باید هر روز به خود یادآوری کنند که چه چیزهایی تحت کنترل‌شان است و چه چیزهایی نیست. به جای تلف کردن وقت و انرژی برای مسائل غیرقابلکنترل، می توان وقت و انرژی خود را صرف پیدا کردن راه‌حل هایی خلاقانه برای مشکلات پیش‌رو کرد.


تو را بداقبال می نامم چون هیچ‌وقت در میانه‌ی بداقبالی نزیسته‌ای. بدونِ هیچ رقیبی از زندگی عبور کرده‌ای—کسی هرگز نمی تواند بفهمد قادر به انجام چه کارهایی هستی، حتی خودت.—«سنکا»

«رواقیون» نگاهی متفاوت به بداقبالی و اتفاقات ناخوشایند دارند؛ البته این گفته به این معنا نیست که آن ها از رقم خوردن اتفاقات بد در زندگی خود خوشحال می شوند، بلکه تلاش می کنند تا از افسوس های غیرضروری اجتناب کنند و تا جایی که امکان دارد، از این بداقبالی ها در زندگی بهره ببرند. فلسفه «رواقی» بیان می کند که می توان از بداقبالی های کوچک و بزرگ برای پرورش خصوصیاتی همچون شکیبایی و خلاقیت استفاده کرد. 


پدیده های بیرونی، مشکل اصلی نیست. مسئله‌ی اصلی، ارزیابی شما از آن هاست؛ چیزی که می توانید همین حالا آن را از بین ببرید.—«مارکوس اورلیوس»

زندگی به شیوه‌ی «رواقیون»، راه خود را به روانشناسی مدرن باز کرده است. «رفتاردرمانیِ شناختی» بر اساس این ایده شکل گرفته است که افکار، احساسات و رفتارهای ما، همگی با هم در تعامل هستند و به شکل ویژه، افکار ما، رفتار و احساسات ما را تعیین می کند. این همان نکته‌ای است که فلسفه «رواقی» بر آن تأکید دارد.

از بسیاری جهات، افکار فرد، چگونگی تجربه‌ی او از واقعیت را شکل می دهد. ارزیابی متفاوتِ دو انسان که با یک اتفاق مشابه روبه‌رو شده‌اند، عواطف و رفتارهایی کاملا متفاوت را در آن ها پدید می آورد. یک نفر ممکن است در مواجهه با از دست دادن شغل خود، به رنجی عمیق دچار شود و دیگری ممکن است احساس آزادی و امیدواری نسبت به آینده را تجربه کند. «رواقی‌گری» به ما یادآوری می کند که خودِ رویداد، به تنهایی، نمی تواند باعث ناراحتی فرد شود، بلکه چگونگیِ افکار فرد است که این اتفاق را رقم می زند.


مرگ و جدایی را هر روز مقابل چشمان خود نگه دار، همراه با هر چیزی که هولناک به نظر می رسد—با انجام این کار، هیچ‌وقت باوری ازپیش‌مقدر یا آرزویی گزاف نخواهی داشت.—«اپیکتتوس»

به خاطر داشتن مرگ، مفهومی مهم در بسیاری از مکاتب فلسفی بوده است، از «رواقیون» گرفته تا «هستی‌گرایان». با این که فکر به مرگ شاید ناراحت‌کننده به نظر برسد، فیلسوفان «رواقی» همچون «اپیکتتوس» و «سنکا» باور داشتند اندیشیدن به مفهوم فناپذیری می تواند به رضایت بیشتر از زندگی بینجامد. این ایده به ما یادآوری می کند که به جای بیشتر و بیشتر خواستن، می توان قدردان چیزهایی بود که در زمانی محدود در اختیار ما قرار گرفته است. وقتی به یاد می آوریم که زندگی ما بی‌نهایت نیست، مسائلِ واقعا مهم در زندگی به شکلی آشکارتر به چشم می آید. 




مقالات مرتبط با "راهکارهای فلسفه «رواقی» برای رسیدن به آرامش"
بررسی کتاب «اسطوره سیزیف» اثر «آلبر کامو»
بررسی کتاب «اسطوره سیزیف» اثر «آلبر کامو»

پژوهش درباره‌ی معنای زندگی، پایه و اساس بخش عمده‌ی آثار «کامو» را شکل می دهد.

«لوئیجی پیراندلو»: آمیزش فلسفه و تئاتر
«لوئیجی پیراندلو»: آمیزش فلسفه و تئاتر

«پیراندلو» از طریق تئوری ها و تکنیک های منحصربه‌فرد خود، نگرشی بدیع را به تئاتر مدرن ارائه کرد.

نکاتی از کتاب «جین ایر» اثر «شارلوت برونته»
نکاتی از کتاب «جین ایر» اثر «شارلوت برونته»

رمان «جین ایر» داستانی درباره‌ی بلوغ است که امیدها و آرزوهای پروتاگونیست خود را در مقابل فشارها و توقعات جامعه قرار می دهد.

برترین نویسندگان در ادبیات اسپانیا
برترین نویسندگان در ادبیات اسپانیا

بهترین نویسندگان اسپانیایی، پیوند ناگسستنیِ مردم این کشور با ادبیات و دنیای کلمات را برای همه‌ی انسان ها در سراسر جهان تعریف و آشکار کرده‌اند.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "راهکارهای فلسفه «رواقی» برای رسیدن به آرامش" ثبت می‌کند