حسن تربچه اوایل زرنگ نبود. او پسر تنبلی بود، اسمش حسن کچل و کارش در خانه بخور و بخواب و بازی با تبلت بود. درسش را خوب نمی خواند مادرش از دستش کلافه شده بود. حسن آنقدر تنبل بود که داشت شبیه کدو تنبل می شد. بنابراین یک روز تصمیم گرفت کاری کند تا حسن کچل به خودش بیاید. مادرش گفت می دانم چه کار کنم تا این کدو تنبل تغییر کند. حسن کچل گوجه و همبرگر را خیلی دوست داشت یک روز صبح قبل از اینکه او از خواب بیدار شود مادرش مقداری همبرگر را در خانه چید و تا کوچه پشت در خانه آنها را ادامه داد. همچنین تبلت حسن را قایم کرد و او را از خواب بیدار کرد. او خواب آلود دنبال تبلتش می گشت که متوجه همبرگرها شد و…
کتاب حسن تربچه و غول هندوانه ای برگرفته از داستان های قدیمی است که پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های ما از بزرگ ترها یشان شنیدند و برای پدر و مادرمان تعریف کرده و آنها هم برای ما. همه با این قصه ها و مرور آنها رشد کرده ایم، با مسائل خوب و بد زندگی آشنا شدیم و توسط آنها آموزش دیده ایم. بد نیست فرزندانمان را هم ازین لذت بی نصیب نگذاریم و به آنها همین روایت ها را منتقل کنیم. البته بهتر است این کار با شکل و شمایل متناسب با دوران خودشان انجام شود، که در این کتاب این کار را مانند آلبوم بسیار زیبا و بزرگ با برگه های رنگی و گلاسه و محکم و نقاشی های مرتبط و جذاب در هر صفحه مشاهده میکنیم که با این روش همانطور که سعی دارد به کودکان لذت داستان های ایرانی را بخشیده برای بزرگتر ها هم تداعی خاطرات گذشته شان را میسر می کند و برای آنها قابل توجه است.