وقتی برای نخستین بار “جمعه” را شنیدی، کجا بودی؟ “قصه دو ماهی” قصه چند سالگی تو بود؟ “هفته خاکستری” را کدامین روز ورق زدی؟ چگونه از “بوی خوب گندم” مست شدی؟ حرف، نفس، هجرت، کودکانه، همیشه غایب، نفرین نامه، قدغن، بی بی آبی و … را در خلوت کدام شب نفس کشیدی؟… برای تو از همه خواهم گفت
رستنیها کم نیست من و تو کم بودیم ، خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم. گفتنیها کم نیست من و تو کم گفتیم، مث خواب دم مرگ درهم و برهم گفتیم. دیدنیها کم نیست من و تو کم دیدیم، بیجهت از پاییز راز اقاقیا را پرسیدیم
چند وقت پیش که به سایت سرزدم 48 بود کاش همون موقع میخریدم😢
گفتنیها کم نیست من و تو کم گفتیم، رستنیها کم نیست من و تو کم بودیم، دیدنیها کم نیست من و تو کم دیدیم
ترانههای بیاد ماندنی دهه 50