در دنیایی که مطالعات ادبی اغلب به سمت نظریههای انتزاعی و نقد ایدئولوژیک گرایش دارند، "کارکردهای ادبی" اثر ریتا فلسکی دیدگاهی تازه دربارهی اهمیت ادبیات در زندگی روزمره ارائه میدهد. فلسکی، بهجای تقلیل ادبیات به یک تمرین صرفا نظری، استدلال میکند که خواندن ارتباطی عمیق با تجربهی زیسته، احساسات و مشارکت اجتماعی دارد. او با به چالش کشیدن رویکردهای آکادمیکی که نقد را به سوءظن و تحلیل قدرت محدود میکنند، از شیوهای بازتر و قدردانانهتر در بررسی نقش ادبیات در زندگی انسانی دفاع میکند. بهعنوان یکی از برجستهترین چهرههای نقد ادبی معاصر، فلسکی از چارچوبهای پساساختارگرا فاصله میگیرد که عمدتا ادبیات را از دریچهی سلطهی قدرت و ایدئولوژی تحلیل میکنند. او، در عوض، بر این تأکید دارد که ادبیات ما را شکل میدهد، دگرگون میکند و به ما امکان میدهد تا تأثیر آن را در زندگی خود به شکلی ملموستر ببینیم. در قلب کتاب "کارکردهای ادبی" این پرسش بنیادین نهفته است: ادبیات چه تأثیری بر ما دارد؟ فلسکی استدلال خود را حول چهار کارکرد اساسی ادبیات شکل میدهد-تشخیص، افسون، دانش و شوک-که هر یک راهی منحصربهفرد برای تعامل با متون ارائه میدهند. - **تشخیص** - ادبیات به ما امکان میدهد تا جنبههایی از خود و جهان پیرامون را در صفحات یک متن بازشناسیم. این بازشناسی، به تجربهها و احساسات ما معنا میبخشد و حس ارتباط و همدلی را تقویت میکند. - **افسون** - فلسکی در برابر دیدگاههای آکادمیکی که لذت خواندن را نادیده میگیرند، ایستادگی میکند. او بر قدرت ادبیات در مجذوب ساختن خواننده و غوطهور کردن او در دنیایی دیگر تأکید دارد. - **دانش** - ادبیات تنها دربارهی خودش نیست؛ بلکه میتواند بینشهایی عمیق دربارهی تاریخ، جامعه و طبیعت انسان ارائه دهد و ما را با شیوههای گوناگون تفکر آشنا کند. - **شوک** - کتابها میتوانند ما را از آسودگی خارج کنند، اطمینانهای کاذب ما را به چالش بکشند و ما را با حقیقتهایی تکاندهنده روبهرو سازند. فلسکی بر قدرت ادبیات در زیر سوال بردن پیشفرضهای ما و واداشتن ما به نگریستن از دریچههای تازه تأکید میکند. رویکرد فلسکی میانرشتهای است و از فلسفه، روانشناسی و مطالعات فرهنگی بهره میگیرد تا نشان دهد که ادبیات چگونه در زندگی روزمرهی ما تأثیر میگذارد. او نقد سنتی مبتنی بر سوءظن را-که متون را صرفا بهعنوان بازتابی از ساختارهای ایدئولوژیک تحلیل میکند-به چالش میکشد و در عوض از خوانشی پویاتر، شخصیتر و تأثیرگذارتر دفاع میکند. یکی از موضوعات محوری کتاب، ضرورت ارتباط دوبارهی نقد ادبی با تجربهی زیستهی خواندن است. فلسکی استدلال میکند که نقد دانشگاهی بیش از حد بر ساختارشکنی و تحلیل نظری تمرکز کرده و در این مسیر، از ظرفیت ادبیات برای الهامبخشی، تأثیرگذاری و دگرگونسازی غافل شده است. او از شیوهای دفاع میکند که نهتنها قدرت فکری ادبیات، بلکه جنبهی احساسی و زیباییشناختی آن را نیز به رسمیت بشناسد. موضوع کلیدی دیگر، نقش ادبیات در ایجاد ارتباطات انسانی است. فلسکی بررسی میکند که چگونه داستانها، تجربههایی مشترک خلق میکنند و خوانندگان را در طول زمان و مکان به یکدیگر پیوند میدهند. او تأکید دارد که ادبیات موجودیتی مستقل ندارد، بلکه در تعامل با جهانی که آن را میخواند، معنا پیدا میکند و تحتتأثیر زمینههای اجتماعی، تاریخی و فرهنگی قرار میگیرد. "کارکردهای ادبی" کتابی روشنگر و تأملبرانگیز است که درک ما از نقش ادبیات در دنیای معاصر را بازتعریف میکند. فلسکی با استدلالی قانعکننده نشان میدهد که خواندن تنها یک فعالیت آکادمیک نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از تجربهی انسانی است. او با تغییر تمرکز نقد از سوءظن به قدردانی، چارچوبی برای تحلیل ادبیات ارائه میدهد که هم از نظر فکری عمیق و هم از نظر شخصی معنادار است. چه دانشجوی ادبیات باشید، چه محقق، یا صرفا فردی علاقهمند به کتابها، "کارکردهای ادبی" کتابی ضروری است که بینش شما را دربارهی اینکه چرا ادبیات همچنان ما را مجذوب، متحول و متأثر میکند، گسترش خواهد داد.
درباره ریتا فلسکی
ریتا فلسکی متولد 1956 یک آکادمیک و منتقد است. او استاد دانشگاه ویرجینیا است و سردبیر سابق "تاریخ ادبیات جدید" است. او همچنین دانشگاه جنوبی دانمارک (2016-2021) است.