کتاب شرف و هبوط و وبال، شامل هشت داستان کوتاه است که از میان آن ها داستان های «خانه هایی بیمار» و «پدر و پسر و آینه» داستان هایی پسامدرن و داستان های «در مدار زمان»، «پیشامد که می گذشت»، «تداخل کیفی در چرخش روان- دایره ها»، «پیام پرنده در باغچه های ویران»، و «نگاهی از محراب» داستان هایی مدرن و داستان «استاد بزرگ» داستانی در فضای ادبیات کلاسیک است.
باید توجه داشت که تینا در دوره ای از تاریخ ادبیات ایران نوشتن داستان را آغاز کرده است که هنوز نامی از پسامدرنیسم در ادب ایران درمیان نبوده و هنوز بسیاری از شیوه های حتی مدرن ادبی در حال آزمون و خطا بوده است. (رمان های مدرن معروف فارسی، شازده احتجاب و سووشون در سال 1348 منتشر شده است).
چنین به نظر می رسد که تینا در این کتاب در به کارگیری شیوه های کم تر شناخته شده ادبی بی پرواتر بوده است. در «گذرگاه بی پایانی» تعداد بیشتری از داستان های کوتاه واجد خصوصیات پسامدرن، در شرف و هبوط و وبال تعدادی کم تر و در سایه بین و مینوآگاهی هر دو داستان مدرن است. پسامدرنیسم در داستان های تینا هنوز تا حد زیادی با ذهنیت مدرن آمیخته است و وی در داستان های مدرن اش از بعضی شگردهای داستان پسامدرن بهره گرفته است.
کتاب شرف و هبوط و وبال