خوشبختی چیز غریبی نیست، در دور دست نیست، شاید در کنار ما و شاید درون ما و با ما همراه باشد. گاهی کودکی در پی آن و یا جوانی و یا پیری خسته از روزگار... ما خودمان را با خوشبختی غریبه میدانیم، در صورتی که حتی کودک داستان ما با تمام وجود خوشبختی را در آغوش میگیرد و به این باور میرسد که خوشبختی میتواند درون ما همانند ستارهای بدرخشد اگر ما ماه آن آسمان برای آن ستاره باشیم.