1. خانه
  2. /
  3. کتاب آن روی سکه

کتاب آن روی سکه

نویسنده: دنیل افری
3.4 از 1 رأی

کتاب آن روی سکه

(آن چه از بیمارانم آموختم)
Incidental Findings
انتشارات: قطره
٪15
190000
161500
معرفی کتاب آن روی سکه
"آن روی سکه" با عنوان فرعی "آن چه از بیمارانم آموختم" اثری است از "دنیل افری" ، که به گفته ی مجله ی پزشکی نیوانگلند ، عصاره ی پزشک شدن و پزشک بودن را در خود نمایان کرده است. "دنیل افری" ما را به دنیای پرتحرک و مملو از چالش پزشکی خواهد برد. در "آن روی سکه"، او آموزش خود را به پایان رسانده است و در حال یادگیری از طریق تمرین است تا یک درمانگر ماهر شود. این کتاب با روایتی چشمگیر از چرخش روزگار برای دکتر "دنیل افری" آغاز می شود: او مجبور شد روپوش سفید پزشکی و مدرک گرانبهای خود را که برای تهیه آن بسیار زحمت کشیده بود کنار گذاشته و به عنوان بیمار وارد بیمارستان خودش شود. حالا او احساس واقعی تهاجم و وحشتی را که به طور معمول بیماران وی پشت سر گذاشتند ، تجربه می کند.
این داستان های در هم تنیده، "آن روی سکه" را نشان می دهند؛ جایی که دکتر "دنیل افری" حین درمان مردی، که اراده زندگی را از دست داده است، به طور خطرناکی به نتیجه می رسد که او واقعا دلیلی برای زندگی کردن ندارد. در قصه ای دیگر، تصمیم دشوار بیمار برای سقط جنین ، آسیب پذیری های پزشک و بیمار را به طور یکسان برجسته می کند ؛ و در قصه ی بعدی، او با بیماری روبرو می شود که احتمالا سواستفاده ی جسمی و عاطفی او را نمی تواند بهبود بخشد ، بنابراین باید به درمان همان چیزی بپردازد که از پسش بر می آید، یعنی کمترین مشکلات بیمارش. و سرانجام یک فصل خیره کننده و شگفت انگیز، که در آن لمس دستان دکتر افری آخرین تجربه ی زندگی طولانی یک زن خواهد بود.
درباره دنیل افری
درباره دنیل افری
دنیل افری، زاده ی 22 آگوست 1965، مقاله نویس، ویراستار، پزشک و نویسنده ای آمریکایی است. افری مدرک کارشناسی ارشد و دکتری خود را در رشته ی داروشناسی از دانشگاه نیویورک دریافت کرده است. او علاوه بر پزشکی، استاد بالینی طب در دانشکده ی پزشکی دانشگاه نیویورک است و برای بخش سلامت نیویورک تایمز نیز مطلب می نویسد.
دسته بندی های کتاب آن روی سکه
نکوداشت های کتاب آن روی سکه

کتابی خواندنی ، به لطف توانایی نویسنده در دیدن بیماران خود به صورت یک فرد و ایجاد ارتباط واقعی با آنها.

Kirkus Reviews

نوشتار [افری] با رنگ و احساس رو به جلو می رقصد . . یک افزودنی مهم به مجموعه ی ادبی پزشکی.

Boston Globe
قسمت هایی از کتاب آن روی سکه

من یک پزشک متخصصم. عضو هیئت علمی دانشکده ی پزشکی نیویورک هستم و به رغم همه ی این درجات علمی این جا گم شده ام. ساعت هشت و نیم صبح است و برای انجام دادن آمنیوسنتز ( ۲) و سونوگرافی برای بارداری اولم در راه بیمارستانم. صبح تقویمم را دیدم که نوشته بودم : بخش ۹ب و همسرم هم همراهم آمده است. هر چه باشد من عضو هیئت علمی همین بیمارستانم و حالا در ساختمان جدید بخش خصوصی دانشکده ایستاده ام. من معمولا در ساختمان کناری در بلوک اصلی بیمارستان کار می کنم. بالاخره به بخش ۹ب می رسیم، اما روی تابلوی در نوشته بود: « گوش و حلق و بینی. » گوش و حلق و بینی؟ حتما اشتباهی شده! کل راهروی طبقه را، که با موکت خاکستری فرش شده، بالا و پایین می روم؛ درحالی که به دنبال نشانه ای آشنا برای پیدا کردن مسیرم هستم بوی رنگ گلویم را آزار می دهد. روی یک در نوشته شده: « درمانگاه غدد » و در کناری « اورولوژی. » چه طور ممکن است؟ مطمئنم که در تقویمم نوشته بودم ۹ب و من هرگز چنین جزئیاتی را فراموش نمی کنم. من متخصص داخلی ام و به خاطرسپردن جزئیات از ضرورت های کارم است. محیط این جا مرا می ترساند. انگار داخل ساختمان اداری ام تا یک بیمارستان. هیچ نشانی از فضای انسانی یا درمانی دیده نمی شود. من در بیمارستان خودم گم شده ام. همسرم منتظر است تا تصمیم بگیرم از این جا کجا برویم. هر چه باشد این جا بیمارستان من است. حس جهت یابی ام کار نمی کند.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب آن روی سکه" ثبت می‌کند