«نان زندان»بهتر است از«نان وهم» رحم کن یا رب به این زندان وهم حاکم نیکو،بدون حکم خوب خوی نیکش ای بسا گردد غروب هرکه حرفش بیش،بارش بیشتر هرکه بارش کم،شکارش بیشتر وای بر آن جاهل آشفته حال در خودش چیزی نبیند جز کمال زنده گی،زنده است؛زندانی اش نکن خانه ی امن است؛ویرانش مکن