تئوری ارائه شده در این جلد پیشگامانه دارای امتیازات بسیاری است
در این کتاب [زاگزبسکی] دفاع کاملی از این ادعا ارائه می کند که تحسین، و نمونه های اخلاقی که هدف پارادایمیک آن را تشکیل می دهند، نقشی حیاتی در نظریه و عمل اخلاقی دارند.
گروه فرزانگان یا اشخاص حکیم هم هستند که ویژگی های تحسین برانگیزشان کمال های اخلاقی و نیز فکری، و گاهی هم معنوی، را در بر میگیرد، فرزانه در آیین کنفوسیوس و نزد رواقیان شخصیتی مهم است، و در آیین هندو، تصوف، آیین بودا، آثار خاخام ها و آثار بومیان آمریکا تصورات گوناگونی از فرزانه وجود دارد. ارسطو دو گونه حکیم را از هم تمیز میداد: سوفوس، یا حکیم نظری، و فرونیموس"، یا حکیم عملی، دومی را میتوان سنگ محک تصمیم گیری اخلاقی شمرد، در حالیکه أولی دورا جست و جوی خوبی هایی ورای انسان است و اغلب در امور عملی فایدهای نمی رساند (8 Nicomachean Ethics (NE] 6 1141a 20-1141b ). این تمایز قائل شدن بین دو نوع حکمت استفاده از فرزانه را، در مقام الگو، برای مقاصد نظریة اخلاق پیچیده می سازد، اما من مشکلی نمی بینم که با مفهومی از الگو آغاز کنم که به نوعی گسترده تر از تصور شناخته شده در گفتمان غربی معاصر از الگوی اخلاقی باشد.