فلسفه متأخر مارتین هایدگر برخی از چالشبرانگیزترین و معماییترین ایدهها را در تاریخ تفکر غربی ارائه میکند. با فاصله گرفتن از رویکرد وجودی-پدیدارشناختی "هستی و زمان"، نوشتههای بعدی او به مسائلی همچون زبان، فناوری، هنر و ماهیت خود هستی میپردازد. "آثار متاخر هایدگر: راهنمای خوانش" اثر لی براور به عنوان همراهی ضروری برای پیمایش در این حوزه فکری پیچیده عمل میکند و روایتی شفاف و ساختاریافته از اندیشه در حال تحول هایدگر ارائه میدهد. براور با تفسیر روشنگرانهی خود بر متون کلیدی-از جمله "نامهای درباره اومانیسم"، "پرسش در مورد تکنولوژی"، و "منشأ اثر هنری"-به خوانندگان کمک میکند تا اهمیت و پیامدهای فلسفه متأخر هایدگر را بهتر درک کنند. موضوع مرکزی در آثار متأخر هایدگر آن چیزی است که او "die Kehre"، یا «چرخش» در تفکرش مینامد. در حالی که "هستی و زمان" در پی کشف معنای هستی از طریق ساختارهای وجودی دازاین بود، هایدگر بعدها دریافت که این پروژه همچنان در چارچوب متافیزیک سنتی گرفتار است. از اینرو، او به شیوهای شاعرانهتر و غیرمفهومیتر از تفکر روی میآورد و بر گشودگی که در آن هستی خود را آشکار میکند، تأکید مینماید. براور با مهارت این تغییر مسیر را توضیح میدهد و نشان میدهد که چگونه هایدگر از فلسفهای مبتنی بر سوژهمحوری به درکی از هستی بهعنوان امری تاریخی و زبانمحور حرکت میکند. تأثیر متفکرانی همچون نیچه و هولدرلین بر این تحول فکری، از نکاتی است که براور به آن توجه میکند. یکی از برجستهترین وجوه فلسفه متأخر هایدگر، بازاندیشی او دربارهی زبان است. در متونی همچون "نامهای درباره اومانیسم" و "در راه زبان"، او زبان را صرفا وسیلهای برای ارتباط نمیداند، بلکه آن را "خانهی هستی" مینامد. به باور او، کلمات بازنمایی سادهی واقعیت نیستند، بلکه خود بستری برای ظهور هستیاند. این نگرش به نقد بنیادی متافیزیک سنتی میانجامد، چرا که این سنت با تثبیت مفاهیم، آشکارگی هستی را محدود میکند. براور در این بخش پیچیدگیهای بحث را میگشاید و توضیح میدهد که چرا هایدگر نوعی تفکر شاعرانه را پیشنهاد میکند-تفکری که نه بر سلطهی مفاهیم، بلکه بر پذیرش گشودگی هستی تأکید دارد. نقد هایدگر از فناوری، که در "پرسش در مورد تکنولوژی" بررسی شده، یکی از تأثیرگذارترین جنبههای تفکر اوست. او استدلال میکند که فناوری مدرن صرفا مجموعهای از ابزار نیست، بلکه نوعی شیوهی ارتباط با جهان است که همه چیز را-از طبیعت گرفته تا انسانها-به منابع مصرفی (Bestand) فرو میکاهد. این جهانبینی فناورانه، که او آن را "گشتل" (*Gestell*، به معنای "قاببندی") مینامد، راههای دیگر تجربهی واقعیت را به حاشیه میراند و ما را از رابطهای اصیلتر با هستی محروم میکند. براور با رویکردی تحلیلی این ایدهها را میشکافد و پیوند آنها را با مباحث معاصر دربارهی فناوری، هوش مصنوعی و بحران زیستمحیطی روشن میسازد. در این زمینه، مقایسهی هایدگر با فیلسوفانی مانند دریدا و آگامبن، که نقدهایی مشابه بر مدرنیته دارند، میتواند درک عمیقتری از پیامدهای فلسفهی او به دست دهد. در مقابل منطق ابزاری فناوری، هایدگر هنر را قلمرویی میداند که میتواند هستی را آشکار کند. در "منشأ اثر هنری"، او بررسی میکند که چگونه آثار هنری بزرگ جهانی را میگشایند و به حقیقت امکان ظهور میدهند. او به شاعرانی همچون هلدرلین و ریلکه روی میآورد و استدلال میکند که شعر نسبت به فلسفهی سنتی ارتباط بنیادیتری با هستی دارد. براور در این بخش، نشان میدهد که چگونه تأملات هایدگر در باب هنر نهتنها نظریهای در باب زیباییشناسی، بلکه امتداد پرسش متافیزیکی او دربارهی هستی است. "آثار متاخر هایدگر: راهنمای خوانش"، اثر لی براور، منبعی ارزشمند برای کسانی است که مایل به درک پیچیدگیهای فلسفهی متأخر هایدگر هستند. براور با شفافیت و دقت، به تأملات هایدگر دربارهی زبان، فناوری و هنر پرداخته و آنها را بدون کاستن از عمقشان قابلفهم میکند. او نشان میدهد که چرا این ایدهها نهتنها در بافتار فلسفی قرن بیستم، بلکه در مواجههی ما با چالشهای امروزی، از جمله بحران معنا، سلطهی فناوری و دگرگونیهای زبان، همچنان اهمیت دارند. برای خوانندگانی که به دنبال راهی برای ورود به یکی از دشوارترین اما پربارترین پروژههای فلسفی دوران مدرن هستند، این راهنما مسیری ساختاریافته و روشنگرانه را ارائه میدهد.
درباره لی براور
لی براور استاد فلسفه در دانشگاه فلوریدا جنوبی و نویسنده کتابهای زمینههای بیاساس: مطالعه ویتگنشتاین و هایدگر (انتشارات MIT) و چیزی از این جهان: تاریخچه ضد رئالیسم قارهای است.
دسته بندی های کتاب آثار متاخر هایدگر: راهنمای خوانش