فرانکلین خسته و گرسنه شده بود. رفت و رفت و رفت تا به مادرش رسید. مادرش با ناراحتی گفت: «آه فرانکلین، خیلی ترسیده بودم. فکر کردم شاید گم شده ای». فرانکلین گفت: «شما ترسیدید؟ فکر نمی کردم مادرها هم بترسند
داستان ها نقشی مهم و حیاتی در رشد و پیشرفت کودکان دارند. کتاب هایی که می خوانند و شخصیت هایی که از طریق ادبیات با آن ها آشنا می شوند، می توانند به دوستانشان تبدیل شوند.
سلام وقت خوش، در مورد سایز کتاب اطلاعاتی داده نشده، فقط نوع قطع کتاب و خشتی بودنش درج شده میشه لطفا اصلاح بفرمایید، متشکرم