سه گانه لورن الیور، نویسنده آمرکایی، نوجوانان را با مفاهیم عمیقی چون عشق، ارزش دوست داشتن و دوست داشته شدن و تلاش برای زندگی بهتر آشنا می کند. نویسنده این مجموعه درباره «شیدایی» می گوید: پیش از نوشتن این مجموعه به پژوهش درباره گابریل گارسیا مارکز پداختم و به گفته او پی بردم که همه داستان ها درباره عشق است از این رو تصمیم گرفتم در این باره بنویسم.
«لنا» عنوان شخصیت اصلی داستان است که از سردرگمی و تقلید کورکورانه به سمت خودباوری و اسقلال می رود. در این سه گانه، جامعه ای تصویر شده که نه عشق میان زن و مرد را مردود می داند که هر گونه ذوق و خلاقیت و عشقی را مسموم تلقی و رد می کند و این رمان در چنین فضایی نوشته شده و به ستایش عشق و دوست داشتن پرداخته است.
«هیاهو» عنوان دومین مجموعه از این سه گانه است. «مرثیه» نام سومین و آخرین جلد از مجموعه «شیدایی» است که آن را مریم مقدس و پریسا رضایی ترجمه کرده اند. «لنا» شخصیت اصلی سه گانه ما به این باور می رسد که پیش رفتن مهم تر از رسیدن است. آنها که بیماری عشق را درمان کرده اند، می خواهند همه چیز را بدانند اما عاشقان «باور» را انتخاب کرده اند. انگار «همه ما باید باور کنیم که دنیا به آخر نمی رسد؛ که فردایی خواهد آمد و زندگی واقعی را خواهیم دید. گفته ای قدیمی، جمله ای ممنوعه از متنی که یا بار ریون نشانم داد به یارم می آید: آنکه می پرد شاید سقوط کند، اما شاید هم به پرواز درآید. وقت پریدن است.»
بالای سرمان، ستاره ها می سوزند و می درخشند و سوسو می زنند. هزاران هزار ستاره؛ آنقدر زیاد که انگار دانه های برفند که چرخ زنان در تاریکی قیرگون آسمان ناپدید می شوند. از خود بی خود می شوم . نفسم بند می آید. فکر نمی کنم تاب حال این همه ستاره در زندگی ام دیده باشم. آسمان آنقدر نزدیک است، آنقدر صاف بر فراز کاروان بی سقف کشیده شده که انگار می توانیم از روی تخت بپریم و در آسمان فرود بیاییم.
وقتی می دوم، همیشه لحظه ای یگانه هست که درد در بندبند وجودم می دود. دیگر نفسم بالا نمی آید و چشمم جز رنگ های درهم و برهم و تصاویر محو چیزی نمی بیند. در آن لحظه یگانه، درست وقتی که درد اوج می گیرد، روشنایی خاصی وجودم را پر می کند ...این لحظه ای است که می دانم اگر سر برگردانم می بینمش که کنارم است، خندان تماشایم می کند و دست هایش را به سویم دراز کرده است. تا امروز سر برنگردانده ام. اما روزی این کار را خواهم کرد. یک روز نگاه می کنم و او برمی گردد و همه چیز درست می شود. تا آن روز برسد، می دوم
اگر همیشه با دیده ی شک و تردید به رمان های عاشقانه و طرفداران آن نگریسته اید و علت محبوب بودن این ژانر، کنجکاوی تان را برانگیخته است، با این مقاله همراه شوید
کتاب خوبیه
کتاب قشنگی هست و داستان تقریبا مشابهی با سه گانه عطش مبارزه داره و قیمتش هم خیلی خوبه
قشنگترین سه جلدی ک خواندم واقعا زیبا و جذاب برای هر سن و سالی هم مناسب است عاشقانه حماسی پلیسی
میشه خلاصه اشو بگین