کتاب مری پاپینز

Mary Poppins
کد کتاب : 12924
مترجم :
سوسن عماری
شابک : 9786002964021
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 237
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1934
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 4

برنده ی جایزه ی Nene سال 1965

معرفی کتاب مری پاپینز اثر پی ال تراورز

کتاب مری پاپینز اولین جلد از مجموعه پاپینز است. این جلد از کتاب به معرفی خانواده بنکس یعنی آقا و خانم بنکس، فرزندان آنها جین و مایکل و دوقلو های آنها جان و باربارا می پردازد.

هنگامی که پرستار بچه ها در حیاط طوفان به پا می کند مری پاپینز به وسیله وزیدن باد شرقی در خانه ی آنها ظاهر میشود. او قبول می کند که پرستار بچه ها شود.بچه ها به زودی می فهمند علی رغم آنکه پرستارشان سخت گیر است و گاهی خلاف میل آنها رفتار می کند اما دارای قدرت جادویی است که او را شگفت انگیز می کند. از جمله چیزهایی که جین و مایکل همراه با مری پاپینز تجربه می کنند مهمانی چای روی سقف، سفر دور دنیا با یک قطب نما، خریدن ستاره های زنجبیلی از یک خانم خیلی پیر، ملاقات با یک زن پرنده، جشن تولد در باغ وحش میان حیوانات، و خرید کردن به همراه ستاره ای به نام مایا از صورت فلکی.

چه کس دیگری جز مری پاپینز می تواند نرده ی پله را بالا بکشد ، یک صندلی کامل را از یک خورجین خالی بیرون بکشد و دارویی مانند طعم دلپذیر لیموناد را ایجاد کند؟ یک روز با مری پاپینز روز جادو و آوردن قصه و افسانه به زندگی واقعی است!

کتاب مری پاپینز

نکوداشت های کتاب مری پاپینز
When Mary Poppins is about, her young charges can never tell where the real world merges into make-believe. Neither can the reader, and that is one of the hallmarks of good fantasy.
وقتی پای مری پاپینز وسط بتواند مسئولیت هایی که به عهده اش است هیچ وقت نمی تواند تعیین کند مرز واقعیت کجاست. همینطور خواننده. و این ویژگی بارز یک فانتزی خوب است.
The New York Times

قسمت هایی از کتاب مری پاپینز (لذت متن)
جین گفت: «اا توی این کیف که هیچی نیست؟» مری پاپپیتز سرش را بلند کرد و با دلخوری گقت: «منظورت از هیچی چیست که می گویی هیچی توی این نیست؟» آن وقت پیش بند سفید آهارخورده ای از توی کیف بیرون آورد و به کمرش بست. پشت سر آن هم یک صابون بزرگ سان لایت، یک مسواک، یک بسته سنجاق سر ، یک شیشه عطر، یک صندلی کوچک تا شو و یک شیشه قرص مکیدنی مخصوص گلودرد بیرون آورد. مایکل و جین بهتشان زده بود.

خانم بنکس گفت: « هر سه پنج شنبه یک بار، ساعت دو تا پنج. » مری پاپینز نگاه سختگیرانه ای به او کرد و گفت: « خانم، خانواده های سطح بالا هر دو پنج شنبه یک بار، ساعت یک تا شش مرخصی می دهند. یا این وقت را باید داشته باشم یا... » مری پاپینز مکث کرد و خانم بنکس معنی این مکث را می دانست؛ معنی اش این بود که اگر مری پاپینز به خواسته اش نمی رسید، آنجا را ترک می کرد. خانم بنکس با عجله گفت: « خیلی خب، خیلی خب. » دلش نمی خواست مری پاپینز درباره ی خانواده های سطح بالا بیشتر از خود او چیزی بداند