کتابی برای مطالعه و گرامی داشتن، برای کسانی که به قدر کافی شجاع هستند که میراث و گنجینه های بالقوه ی بشریمان را مطالعه کرده و گرامی بدارند.
اشارات این کتاب منحصر بفرد برای تحصیل و فرهنگ بسیار ژرف است.
سرشار از خرد، غنی، کنایی و واجب. ...این اثر باید در صدر هر لیستی از کتاب های مهم باشد.
این مجلد که با سبکی درخشان و بی عیب و نقص نگارش شده، آنالیزی بسیاری عالی از زندگی و عشق در عصر جدید است.
رابطه ی میان هنرمند و روان نژند که اغلب اسرارآمیز انگاشته می شود، از دیدگاه ارائه شده در این کتاب، کاملا قابل درک است. هم هنرمند و هم روان نژند از اعماق نیمه آگاه و ناخودآگاه جامعه شان سخن می گویند و در آن ماوا دارند. هنرمند این کار را به گونه ای مثبت و سازنده انجام می دهد و تجربیات اش را به اطرافیانش منتقل می کند. روان نژند همین کار را به گونه ای منفی به انجام می رساند. او با درک همان معانی و تضادهای موجود در فرهنگ، قادر نیست تجربیات اش را طوری بپرورد که برای خود و اطرافیانش، معنایی قابل بیان و قابل انتقال داشته باشد. هنر و روان نژندی هردو کارکردی پیشگویانه دارند. از آنجا که هنر رابطه ای ست که از سطوح ناخودآگاه می جوشد و فوران می کند، تصویری از انسان به ما می نمایاند که تاکنون تنها توسط افرادی از جامعه نمایانده شده که به مدد خودآگاهی حساس شده شان، بر لبه ی مرز جامعه زندگی می کنند: طوری که انگار یک پای شان در آینده است. سر هربرت رید ( ۱۴) موضوع را این طور بیان کرده که هنرمند تجربیات علمی و اندیشمندانه ی آینده ی نژادش را پیش بینی می کند. [ ۸ ] نی های آبی و پاهای لک لک نقاشی شده با طرح های سه گوش بر گلدان های دوران نوسنگی مصر باستان، پیشگویی پیشرفت های بعدی در علم هندسه و ریاضی بود که مصریان به کمک آن ها ستارگان را رصد و رود نیل را اندازه گیری کردند.
مطالعه ی فلسفه به منظور درک چگونگی تکامل ذهن و اندیشه ی بشر در طول زمان، اهمیت بسیاری دارد
خیلی کتاب خوبیه. هر قدر جلوتر میرفتم بیشتر شگفتزده میشدم.
ترجمه بسیار ضعیف
اینکه ترجمهٔ خانم سپیده حبیب رو ضعیف میدونید برای من بسیار جالب و عجیبه!
ترجمۀ ایشون از رواندرمانی اگزیستانسیال رو، بنده که ویراستارم، بسیار پسندیدم. این کتاب رو نخوندم، اما بعید به نظر میرسه همون مترجم در این کتاب که در حوزۀ تخصصی خودشون هم هست، بد ترجمه کرده باشه. ضمن اینکه، من مدتیست به نظرات کتابخوانان دیگر دربارۀ ترجمه، اون هم به این شکل مختصر و بدون اشاره به چراییِ ضعف، اعتنایی نمیکنم. چون عکس این مسئله رو به دفعات دیدم در کتابهایی که خریدم و ترجمه رو بسیار هم پسندیدم. گویا مشکل از میزان آشنایی کتابخوانها با ادبیات و زبان فارسی ناشی میشه و عادت به ترجمههای بد و بدون وجود حتی یک واژۀ ادبی. و گارد گرفتن در برابر هر واژه و ترکیب و اصطلاح فارسی که سواد این قبیل خوانندهها اجازۀ فهمش رو نمیده. خانم حبیب در نزدیک کردن متن ترجمه (در رواندرمانی اگزیستانسیال) به متنی فارسی که شکر بودنش مزه کنه به خواننده، بسیار کوشیدهاند.
کتاب خوبی است، مانند کتاب روان درمانی اگزیستانسیالیسم