1. خانه
  2. /
  3. کتاب سرمایه در سده بیست و یکم

کتاب سرمایه در سده بیست و یکم

نویسنده: توماس پیکتی
2 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
2.63 از 4 رأی

کتاب سرمایه در سده بیست و یکم

Capital in the Twenty-First Century
انتشارات: نگاه
٪10
2250000
2025000
2.15 از 2 رأی

کتاب سرمایه در قرن بیست و یکم

Capital in the Twenty-First Century
مترجم:
انتشارات: کتاب آمه
٪10
2630000
2367000
معرفی کتاب سرمایه در سده بیست و یکم
چه عواملی در انباشت و توزیع سرمایه تأثیرگذارند؟ سؤالاتی در مورد سِیر تکاملی و بلندمدت نابرابری، انباشت سرمایه و چشم اندازهای رشد اقتصادی در مرکز توجه علم اقتصاد سیاسی قرار می گیرند. اما به دلیل عدم وجود اطلاعات کافی و الگوهای قابل اتکا، پیدا کردن جواب های قانع کننده برای این سؤالات بسیار سخت بوده است. توماس پیکتی در کتاب سرمایه در سده بیست و یکم، مجموعه ای منحصر به فرد از اطلاعاتی دقیق را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد و پرده از الگوهای اصلی اقتصادی و اجتماعی برمی دارد. یافته های او در این کتاب، چارچوب های نظریه پردازی در مورد ثروت و نابرابری اجتماعی را تغییر خواهد داد. کتاب سرمایه در سده بیست و یکم، اثری بدیع، بلندپروازانه و جامع است که درک مخاطبین خود از تاریخ اقتصاد و شرایط اقتصادی در دنیای امروز را دگرگون خواهد ساخت.
درباره توماس پیکتی
درباره توماس پیکتی
توماس پیکتی، زاده ی 7 می 1971، اقتصاددان و نویسنده ای فرانسوی است.پیکتی در محله ی کلیشی در پاریس به دنیا آمد. او در سال 1991 از اتحاد جماهیر شوروی بازدید کرد و همین سفر کافی بود تا او را به مسائلی چون کاپیتالیسم، دارایی های خصوصی و تجارت علاقه مند سازد.پیکتی در رشته های ریاضیات و علم اقتصاد تحصیل کرد و در سن بیست و دو سالگی به خاطر نوشتن رساله ای در مورد توزیع ثروت، موفق به کسب مدرک دکترا و جایزه ی بهترین رساله ی سال شد.او پس از کسب مدرک دکترا، مدتی در موسسه ی تکنولوژی ماساچوست به تدریس مشغول شد و در سال 1995 به مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه پیوست و در سال 2000 به درجه ی استادی نائل شد.
ویژگی های کتاب سرمایه در سده بیست و یکم
  • جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز
  • نامزد جایزه Kirkus
نکوداشت های کتاب سرمایه در سده بیست و یکم

پژوهشی کامل و جامع درباره ی ثروت در دنیای مدرن.

Publishers Weekly

محبوب ترین و جنجال برانگیزترین کتاب سال.

Sunday Times

اثری جریان ساز در مطالعه ی کاپیتالیسم.

Financial Express
قسمت هایی از کتاب سرمایه در سده بیست و یکم

رشد اقتصادی جدید و پخش دانش و شناخت، توانسته است گریز از آن فروپاشی را که مارکسیسم پیش بینی کرده بود ممکن سازد؛ اما نتوانسته است ساختارهای عمیق سرمایه و نابرابری را، تغییر دهد ، یا به هر حال آنها را آنقدر تغییر نداده است که در دهه های خوش بینانه پس از جنگ جهانی دوم تصوّر آن می رفت.

هنگامی که نرخ بازده سرمایه به طور مداوم از نرخ رشد تولید و درآمد بیشتر باشد، همانگونه که در سده نوزدهم اتفاق افتاد و کاملا محتمل به نظر می آید که در سده بیست و یکم هم دوباره همین امر روی دهد، سرمایه داری به طور خودبه خود نابرابری های بی ضابطه و غیر قابل دفاعی را ایجاد می کند که ارزش های مبتنی بر شایسته سالاری را که جوامع دموکراتیک بر آن مبتنی هستند، از بنیاد تباه می سازد و از میان می برد.

سرمایه، جمع کل دارایی های غیر انسانی که بتوان در یک بازار صاحب شد و مبادله کرد، است. سرمایه، شامل کلیه اشکال ملک واقعی (از جمله مستغلات مسکونی) و سرمایه ی مالی و حرفه ای (زمین و ساختمان یک کارخانه یا موئسسه، زیر ساختار، ماشین آلات، امتیاز نامه ی اختراع و غیره) است که توسط شرکت ها و دستگاه های اداری استفاده می شود.

مقالات مرتبط با کتاب سرمایه در سده بیست و یکم
آینه ی تمام نمای زندگی بشر در ادبیات تاریخی
آینه ی تمام نمای زندگی بشر در ادبیات تاریخی
ادامه مقاله
نظر کاربران در مورد "کتاب سرمایه در سده بیست و یکم"
4 نظر تا این لحظه ثبت شده است
- سرمایه در سده بیست و یکم

این کتاب بیش از آن‌که یک تحلیل اقتصادی باشد، یک بیانیه سیاسی با لباسِ آمار است. پیکتی از همان ابتدا این نتیجه‌گیری را دارد: "این‌که سرمایه‌داری ذاتاً به تمرکز ثروت می‌انجامد و راه‌حل هم دخالت سنگین دولت و مالیات‌های فزاینده است." مسئله این است که او به‌جای توضیح دقیقِ سازوکارهای بازار، بهره‌وری، ریسک، نوآوری، سرمایه انسانی، و چرخه‌های تجاری، یک روایت اخلاقی از "نابرابری بد" است می‌سازد و بعد چند نمودار را مثل چکش روی میز می‌کوبد تا آن روایت را قطعی جلوه دهد. ضعف اصلی کتاب، خلطِ "ثروت" با "استثمار" است. افزایش نسبت سرمایه به درآمد لزوماً معنایش سقوط عدالت یا شکست بازار نیست. در اقتصاد واقعی، انباشت سرمایه می‌تواند نتیجه پس‌انداز، کارآفرینی، پذیرش ریسک، رشد فناوری، و عمیق‌تر شدن بازارهای مالی باشد. پیکتی این تمایزهای بنیادی را عمداً کم‌رنگ می‌کند، چون برای خطابه سیاسی‌اش مزاحم‌اند. فرمول مشهورش، r > g، هم در کتاب به شکلی شبه‌قانون طبیعی عرضه می‌شود؛ گویی تاریخ اقتصاد فقط همین یک رابطه است. این ساده‌سازی، دقت علمی نیست، بلکه تبلیغات است. نرخ بازده سرمایه ثابت و مقدر نیست؛ بلکه با رقابت، مالیات، شوک‌های فناورانه، سیاست پولی، و نهادی تغییر می‌کند. رشد هم فقط یک عدد نیست؛ کیفیت نهادی، آموزش، انباشت سرمایه انسانی، و بهره‌وری کل عوامل را باید دید. پیکتی این‌ها را به حاشیه می‌راند، چون روایت او به تقابل ایدئولوژیک نیاز دارد نه تحلیل چندمتغیره. نتیجه هم از پیش تعیین شده است: کتاب بیشتر علیه سرمایه‌داری موضع می‌گیرد تا درباره آن توضیح بدهد. اقتصاد را به اخلاق‌گرایی تقلیل می‌دهد، داده را انتخاب‌گرانه می‌چیند، و از پیچیدگی واقعی نظام بازار فرار می‌کند. این اثر، اقتصاد سیاسیِ جهت‌دار است؛ نه تشریح بی‌طرفانه اقتصاد. برای درک درست اقتصاد محض، ابتدا کتاب "کلیات علم اقتصاد، نوشته گریگوری منکیو" را مطالعه بفرمائید تا دید مقدماتی برای اقتصاد کلان و خرد داشته باشید، سپس "اصول علم اقتصاد، نوشته کارل منگر"، اقتصاد در یک درس، نوشته هنری هازلیت"، سه کتاب "بوروکراسی – لبیرالیسم – سوسیالیسم، نوشته لودویگ فون میزس"، و کتاب "قدرت و بازار، نوشته مورای روتبارد" را مطالعه بفرمائید. پیروز باشید

1405/05/08 | توسطکورش
1
| |
پاسخ ها

به‌نظر من این نقد بیشتر با پیکتیِ ساخته‌ی ذهن نویسنده می‌جنگد تا با کتابی که پیکتی واقعاً نوشته. چند نکته: ۱. «بیانیه سیاسی با لباس آمار» حرفی است که حتی یک مثال از گزینش جهت‌دار داده ندارد. داده‌های مالیاتی و حساب‌های ملی چند کشور در بیش از دو قرن، همراه با روش‌ها، عمومی و قابل بررسی است. اگر ایرادی می‌بینید، نشان بدهید. ۲. r > g را «قانون طبیعی» خوانده‌اید، در حالی که خود پیکتی صریحاً می‌گوید این یک واقعیت تاریخی است، نه ضرورت منطقی. کم‌شدن شکاف ثروت بین ۱۹۱۴ تا ۱۹۷۵ را هم به جنگ، تورم، مالیات و ملی‌سازی ربط می‌دهد؛ یعنی همان نهادها و سیاست‌هایی که می‌گویید نادیده‌شان گرفته. ۳. «استثمار» واژه‌ی پیکتی نیست. او انباشتی را که از پس‌انداز و کارآفرینی می‌آید محکوم نمی‌کند و دغدغه‌اش تمرکز ثروتِ موروثی است. یا کتاب را نخوانده‌اید یا ترجیح داده‌اید این را نبینید. ۴. سرمایه انسانی و فناوری هم نادیده گرفته نشده. فصل‌های مفصلی درباره نابرابری درآمد کار، آموزش و پدیده ابرمدیران در کتاب هست. ۵. مالیات جهانی بر ثروت را خود پیکتی «آرمان‌شهری مفید» می‌نامد و برای گشودن بحث مطرح می‌کند، نه به‌عنوان نسخه‌ی قطعی. مالیات تصاعدی سنگین هم بی‌سابقه نیست: آمریکای میانه‌ی قرن بیستم با نرخ‌های ۷۰ تا ۹۰ درصد، رشد قوی را تجربه کرد. ۶. فهرست پیشنهادی: میزس و روتبارد آزمون‌پذیری تجربی نظریه اقتصادی را رد می‌کنند و استنتاج پیشینی را ترجیح می‌دهند. این موضع دست‌کم با روش پیکتی که بر داده‌ی تاریخی بنا شده تعارض روش‌شناختی دارد. پس پاسخ هم‌سطحی به او نیست. اگر نقد جدی می‌خواهید، راگنلی (سهم مسکن در افزایش سهم سرمایه)، آجوگلو و رابینسون (نقش نهادها) و مناقشه‌ی کشش جانشینی سرمایه و کار جای بحث واقعی‌اند. صرفا «تبلیغات» نامیدن کتاب بحثی شکل نخواهد داد.

1405/06/28|توسطکاربر سایت
0
|

کتاب بسیار خوب و مفصلی هست که کاملاً ارزش خوندن رو داره. البته من ترجمه جناب فرهادی پور رو توصیه می‌کنم. ترجمه جناب زرافشان هم بد نیست ولی مترجم با خیلی از ایده‌های نویسنده موافق نیست (!) و به صورت مداوم در پاورقی‌ها و بعد به صورت مفصل در پی نوشت این موضوع رو اعلام کرده که همین ممکنه باعث سردرگمی خواننده بشه.

1403/02/13 | توسطپیام فرهی
1
| |

پیشنهاد میکنم قبل از خوندن این کتاب، کتاب "سرمایه در سده‌ی بیست و یکم، توماس پیکتی و هزارتوی سرمایه داری" نشر کلاغ را مطالعه بفرمایید که چکیده ای از این کتاب است و به درک بهتر اثر، کمک شایانی میکنه.

1402/02/02 | توسطاشکان نعمت زاده
6
| |

همانطور که می‌دانیم هنر اقتصادی هر ملتی می‌تواند صیانت و جلوگیری از خروج سرمایه هایش باشد و از آنجا که منابع ( نیروی ) انسانی هنوز هم مهمترین سرمایه هاست ، بنابراین می‌توان با جدی گرفتن عواملی نظیر نیروی کار و تولید ، به ایجاد یک اقتصاد مولد و جلوگیری از خروج ارز از کشورمان ، کمک کنیم . تشکر . محمد ماندنی زاده .

1400/04/31 | توسطکاربر سایت
9
| |
پاسخ ها

از کرامات شیخ ما این است، شیره را خورد و گفت شیرین است 😄

1402/03/11|توسطکاربر سایت
21
|