کتاب اجاق سرد آنجلا

Angela's Ashes
کد کتاب : 2244
مترجم :
شابک : 978-9643210526
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 600
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2005
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 6
زودترین زمان ارسال : 7 بهمن

برنده ی جایزه حلقه ی منتقدین کتاب آمریکا سال 1996

برنده جایزه ی پولیتزر سال 1997 برای زندگی نامه

برنده ی جایزه ی Audie سال 1996

برنده ی جایزه ی لس آنجلس تایمز 1996

معرفی کتاب اجاق سرد آنجلا اثر فرانک مک کورت

کتاب اجاق سرد آنجلا با خاطرات درخشان "فرانک مک کورت" آغاز می شود ،که در دوران افسردگی بروکلین به دنیا آمده و داستان تا مهاجران ایرلندی اخیر که در زاغه های لیمریک ایرلند بزرگ شده اند ،ادامه می یابد. مادر فرانک " آنجلا" ، پولی برای تغذیه ی کودکان ندارد ، زیرا پدر فرانک ، مالاچی ، به ندرت کار می کند و وقتی هم کار دارد ، کل دستمزد خود را صرف خرید نوشیدنی می کند. با این وجود مالاچی مبهم ، بی مسئولیت و بی ادب، در فرانک اشتهایی را پرورش می دهد ،برای چیزی که توان ارائه آن را دارد ،که یک داستان است. فرانک برای داستان های پدرش از "کوچولاین" ، که ایرلند را نجات داد ، و از فرشته معبد هفتم ، که فرزندان مادرش را به دنیا آورد ، زندگی می کند. شاید این داستانی باشد که دلیل بقای فرانک محسوب می شود. پوشیدن دستمال پاره برای پوشک ، التماس سر خوک برای شام کریسمس و جمع آوری زغال سنگ از کنار جاده برای آتش ، فرانک فقر ، گرسنگی شدید و گرسنگی گاه و بیگاه اقوام و همسایگان را تحمل می کند و هنوز زندگی می کند تا داستان خود را با فصاحت ، غلو ، و بخشش قابل توجه بیان کند.

کتاب اجاق سرد آنجلا

فرانک مک کورت
فرانک مک کورت معلم و نویسنده مشهور ایرلندی تبار آمریکایی و برنده جایزه ادبی پولیتزر بود.
نکوداشت های کتاب اجاق سرد آنجلا
Every once in a while, a lucky reader comes across a book that makes an indelible impression, a book you immediately want to share with everyone around you....Frank McCourt's life, and his searing telling of it, reveal all we need to know about being human.
هر چند وقت یک بار ، یک خواننده خوش شانس با کتابی روبرو می شود که یک تصور غیرقابل توصیف را ایجاد می کند ، کتابی که می خواهید بلافاصله با همه افراد اطراف خود به اشتراک بگذارید .... زندگی فرانک مک کورت و تعریف جسورانه او درباره آن ، همه چیزهایی را که ما نیاز داریم تا در مورد انسان بودن بدانیم نشان می دهد.
Linnea Lannon, Detroit Free Press

قسمت هایی از کتاب اجاق سرد آنجلا (لذت متن)
مادر بزرگ می گوید باید هم سنگدل باشد ، درغیر این صورت همه جور نوزادی دم در بهشت صف می بندند که وارد شوند ، پروتستان و انواع و اقسام دیگر و بعد از بلاهایی که هشتصد سال تمام بر سر ما آوردند ، چرا باید به بهشت بروند ؟

به ما می گوید باید مراقب باشیم و زبانمان را به حد کافی بیرون بیاوریم تا قرص نازک فطیر عشا ربانی از روی زبانمان لیز نخورد و زمین بیفتد . چون این بدترین بلایی است که ممکن است سر کشیشی بیاید . اگر قرص فطیر از روی زبانتان لیز بخورد و بیفتد ، آن کشیش بیچاره باید روی زانویش بیفتد و ان را با زبان خودش از روی زمین بلیسد و حتی زمین اطراف آن را هم بلیسد مبدا قرص فطیر از جایی به جای دیگر قل خورده باشد . ممکن است زبان کشیش شکافی بردارد که باعث شود ورم کند و قد یک شلغم شود و همین کافی است که سبب خفگی و در نهایت مرگ او بشود .