گویی معجزه ای رخ داده بود تا تمام سوالاتی را که همیشه در مورد هدف از آفرینش هستی و زیستن، یعنی سپری کردن عمری بعد از تولد و بعد از آن اسیر تله ای ناخواسته به نام مرگ شدن را بدانم، همه و همه با دیدن او پاسخ داده شود.
حالا دیگر شک نداشتم و می دانستم که مقصود خداوندگار از آفرینش تمام هستی تنها و تنها یک چیز بوده و آن یک چیز هیچ نیست جز همان کلمه ی سه حرفی که تا دقایقی قبل هیچ باور و تعریفی از آن نداشتم، "عشق"، که اگر جز این میبود هرگز تا لحظه ی مرگ هیچ پاسخی برای هدف و قصد خداوندگار از خلقت هستی پیدا نمیکردم.
(برگرفته از متن ناشر)