کتاب امانت بگیرها

The Borrowers
کد کتاب : 25553
مترجم :
شابک : 978-6003204614
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 186
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1952
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 2 بهمن

معرفی کتاب امانت بگیرها اثر مری نورتن

نوشته ای نو، پرکشش و خواندنی که از موجوداتی می گوید که ممکن است در خانه ی همه ما وجود داشته باشند، کسانی که خیلی از وسایل ما مثل مدادها، سوزن ها، پاک کن ها و… را به امانت می گیرند و بعد ما متوجه نبودنشان می شویم. امانت بگیرها، همان موجودات متفاوتی هستند که کیت برای اولین بار اسمشان را از زبان خانم می، می شنود، آدم کوچولوهایی که نسل شان هر بار ریز و ریز تر می شود. «آریتی»، «پاد» و «هامیلی» سه امانت بگیر این قصه اند، کسانی که با آدم ها دوست می شوند و ماجراهای عجیب و غریبی را تجربه می کنند.

کتاب امانت بگیرها

قسمت هایی از کتاب امانت بگیرها (لذت متن)
خودشان دو نفر بودند، ولی سه تا کیف امانت بگیری داشتند (پاد گفته بود: «سومی را می بریم که اگر چیزی پیدا کردیم دست خالی نمانیم. امانت بگیر ناشی فقط به خاطر اینکه کیف اضافی همراه ندارد موقعیت های زیادی را از دست می دهد»). پاد موقع بازکردن در اول که با سنجاق قفلی چفت شده بود کیف ها را زمین گذاشت. سنجاق بزرگی بود و دست های کوچکش نمی توانستند بازش کنند. آریتی دید که پدرش کل وزنش را روی سنجاق انداخت، طوری که پاهایش از زمین بلند شدند. بعد در حالی که از دست هایش آویزان بود، وزنش را در طول سنجاق جابجا کرد و خودش را به غلاف منحنی آن رساند. هم زمان با حرکت پاد، سنجاق باز شد و او هم خودش را آزاد کرد. پاد خاک دست هایش را تکاند و گفت: «تو نمی توانی بازش کنی. خیلی سبکی. مادرت هم نمی تواند. بیا برویم، آهسته و ساکت.» درهای دیگری هم بودند که پاد همه شان را باز گذاشت (با زمزمه گفت: «هیچ وقت در را در حال بیرون رفتن نبند، ممکن است مجبور شوی خیلی سریع برگردی.») و بعد از مدتی، آریتی نور محوی در انتهای راهرو دید. آستین پدرش را کشید و زمزمه کرد: «همین جاست؟»