در کتاب "راه و رسم زندگی" ،"الکسیس کارل" ، نویسنده ی کتاب "انسان ناشناخته" ،زیست شناس فرانسوی برندهٔ جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی در سال ۱۹۱۲، روشن می کند که چرا تمدن در لبه ی پرتگاه قرار دارد . "الکسیس کارل" در آمریکا کتابی با عنوان" انسان، موجود ناشناخته" در فلسفهٔ زندگانی نوشت که در ۱۹۳۵ منتشر گردید و به ۱۹ زبان ترجمه شد و با تیراژ یک میلیون نسخه به کتابی پرفروش در سطح جهان تبدیل گشت. او بخشی از کتاب انسان، موجود ناشناخته را به زبان انگلیسی و قسمتی دیگر را به فرانسه نوشت، ولی بعدا آن را ترجمه کرد.
کتاب "راه و رسم زندگی" سه قانون اساسی طبیعت را مطرح می کند که به اعتقاد او ، تنها راه نجات بشریت در آن نهفته است: اثرات عوامل شیمیایی ، تأثیر عوامل فیزیکی و اثرات عادات فیزیولوژیکی . "الکسیس کارل" می گوید: «کمیت عقل آنجا که عشق قدم در راه می نهد، در می ماند و چنین به نظر می رسد که نیایش، بلندترین قله ی تعبیر را، در پرواز عشق، از میان شب ظلمانی عقل، پیدا می کند. نیایش، اگر با تمام شرایطش انجام شود و با شدت، تداوم و اخلاص همراه باشد هرچه را بخواهد به دست می آورد و هر دری را بکوبد به رویش گشوده می شود. در نظر ما غربی ها، جناب عقل بسی بالاتر از عشق است؛ ما داشتن نیروی دماغی را بر قدرت مکاشفه و احساس ترجیح می دهیم، علم می درخشد در صورتی که مذهب به خاموشی می گراید. ما از دکارت پیروی می کنیم اما پاسکال را رها کرده ایم. ما همچنان در توسعه و تقویت قدرت مغزی خود می کوشیم، اما کوشش های معنوی روح از تکامل باز ایستاده اند.»
زندگی بی نیاز از مهارت نیست، زندگی دریای پر تلاطم و مواجی است که هر لحظه خطر غرق شدن در آن انسان را تهدید می کند، اما هر فرد ناچار است از آن بگذرد. پس، برای غرق نشدن باید چاره ای اندیشید، رسیدن به ساحل نجات و کام یابی در گرو آموختن راه صحیح زندگی است
امروز باید به بهترین وضع روانی و بدنی انسان متمدن توجه کرد؛ یعنی باید برای پرورش موجوداتی پرمایه تر از تمام آنچه تا امروز به روی زمین زیسته اند، دست به کار شد. این تصمیم ضروری است، زیرا فکر ما به نسبت پیچیدگی مسائلی که باید حل شود، بزرگ نشده است؛ برای همین ما در آستانۀ اضمحلالیم. اجتماع امروزی جز به ارزش های مادی توجه ندارد و مسائل اصلی انسانی را که در عین حال مادی و معنوی است، فراموش کرده و نه تنها برایمان خوشبختی به ارمغان نیاورده، بلکه خود را برای جلوگیری از فساد ما ناتوان نشان داده است. پیروزی بر سلامتی کافی نیست. در هر فرد باید به پرورش کامل خصایل ارثی و شخصیت او نیز توجه کرد، زیرا کیفیت زندگی به مراتب مهم تر از خود زندگی است.
در این کتاب الکسیس کارل عقاید و دیدگاهش نسبت به دنیای زمانهی خودش رو بیان میکنه. بیشتر صحبتهای کتاب تکراری و بنظر من غیرمنطقی هستن. من مطالعهی این کتاب رو نصفه رها کردم.
چی بگم والا