کتاب مجموعه داستان های غلامحسین ساعدی

Gholam Hossein Sa'edi's Story Collection
7 جلدی
کد کتاب : 6008
شابک : 9782000703495
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 1316
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2018
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 0
زودترین زمان ارسال : 12 بهمن
تعداد جلد : 7

معرفی کتاب مجموعه داستان های غلامحسین ساعدی اثر غلامحسین ساعدی

نام غلامحسین ساعدی به عنوان یکی از بزرگترین نمایش نامه نویسان فارسی زبان، همواره در عرصه ی تئاتر و نمایش کشور می درخشد. همچون تمام روشنفکران زمانه اش، او نیز خود را از دغدغه و سختی های زندگی مردم کشورش جدا نمی دانست و جان مایه ی بسیاری از نمایش نامه های او، همین موضوعات و مصائب عموم مردم است.

وی با تخلص گوهرمراد، کارنامه درخشانی از نمایش نامه ها، داستان کوتاه، رمان ، فیلم نامه و ترجمه به یادگار گذاشته که هر یک گوشه ای از ظرفیت های عظیم آفرینش هنری او را به تصویر می کشند. هنر ساعدی در گنجاندن بزرگترین فلسفه ها در ساده ترین داستان ها بود و همین امر سبب شده تا پیوستگی و ارتباط مخاطبین با آثار او بیش از دیگر نمایش نامه نویسان هم عصرش به چشم بیاید.

علاوه بر محبوبیت و مقبولیت قلم و نحوه ی نگارش ساعدی، اهل هنر نیز متوجه ی فنون منحصر به فرد او در آفرینش هنری شده و برخی از بزرگترین کارگردان های کشور خواستار همکاری با این نویسنده ی زرین قلم و به تصویر کشیدن تخیلات و نوشته های دغدغه مند او بودند. از معروف ترین این همکاری ها می توان به ساخت فیلم گاو و دایره ی مینا توسط داریوش مهرجویی اشاره کرد که به ترتیب اقتباسی از داستان های عزاداران بیل و آشغالدونی از غلامحسین ساعدی بودند. مجموعه ی هفت جلدی رو به رو که با اهتمام انتشارات نگاه به چاپ رسیده، علاوه بر دو داستان نامبرده، آثر دیگر او نظیر ترس و لرز، شب نشینی با شکوه می، آشفته حالان بیدار بخت، غریبه در شهر و عافیتگاه را شامل می شود.

کتاب مجموعه داستان های غلامحسین ساعدی

غلامحسین ساعدی
غلامحسین ساعدی (زادهٔ ۲۴ دی ۱۳۱۴، تبریز – درگذشتهٔ ۲ آذر ۱۳۶۴، پاریس) با نام مستعارِ گوهرِ مراد، نویسنده و پزشک ایرانی بود. ساعدی نمایشنامه نیز می‌نوشت و پس از بهرام بیضایی و اکبر رادی از نامدارترین نمایشنامه‌نویسان زبان فارسی به‌شمار می‌رفت.ساعدی در ادبیات و اندیشهٔ سیاسی از پیروان جلال آل احمد به‌شمار می‌رفت؛ و از اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران بدان پیوست.
قسمت هایی از کتاب مجموعه داستان های غلامحسین ساعدی (لذت متن)
دوباره از نو شروع می کنیم. قدم آهسته بشمار هت، بشمار هو، بشمار هه، بشمار هار، قدم آهسته می شمارم هو، می شمارم هار. عرق از هفت بندم می ریزد، اما می روم، پاهایم را بلند بالا می آورم، اما دست ها، این دست چپ چه گونه می شود حالیشان کرد که دست ها این دست راست… دوباره توی صف می روم، صف پنجم، نفر سوم، هه، هه، هو، هار و فرمانده داد می زند: « غلطه سرباز، غلطه، تو کار یک گردان را خراب می کنی، با این وضع نمی شود. ببرش بیرون.» سرکار ستوان با سقلمه از صف بیرونم می کند، دوباره می رویم گوشه ی میدان و بشمار، هه، بشمار هو، می شمارم هه، می شمارم هو.می آیم توی صف و هه، هه، هو، هار. آهای دست راست و پای راست را یک دفعه بیرون نیار، نیار، توبیخش کن. شب جمعه حق نداره بره بیرون، متوجهی؟ و من می شمارم هه، می شمارم هو